رهبران و سوت میزبانان اغلب تاریخ را شکل می دهند همزمان با نظر قطبی. سوت های معروف بدنام


برخی از افراد این افراد را مانند می بینند قهرمانان و شهدا به هدفشان.

دیگران (به ویژه سازمان های مرتبط با افشاگری های ناشر) اغلب آنها را به عنوان خائن و جنایتکار می بینند.

سوت آبی که نخستین بار در ذهن بسیاری از مردم قرار دارد ادوارد اسنودن است. افشای وی در مورد آژانس امنیت ملی ایالات متحده ، چشم جهان را به سطح نظارت مداوم در سراسر جهان باز کرد. در این روند ، اقدامات وی او را به فراری از وزارت دادگستری ایالات متحده تبدیل کرد ، که در حال حاضر تصور می شود در تبعید در جایی در روسیه زندگی می کرده است.

اما اسنودن نخستین ناشر مشهور نبود و احتمالاً آخرین نفر نخواهد بود. گفته می شود كه سوت زدن به سده هفتم باز می گردد كه شاه وهترد از كنت پیشنهاد كرد "لگد زدن" به هر کسی که مایل است در مورد شهروندان خود که به طور غیرقانونی در طول روز سحر کار می کنند ، اطلاع دهد.

کمی به تازگی ، بنیامین فرانکلین شد "اولین سوت سفید کننده آمریکا," هنگامی که او در سال 1772 به نامه های محرمانه منتقل شد. این نامه ها در نهایت توسط افراد بسیار بیشتری از آنچه فرانکلین در نظر گرفته بود دیده می شد. این به نوبه خود ، زنجیره ای از رویدادهای دور دست را آغاز کرد که فرانکلین بی طرف قبلی را به استقلال آمریکا متعهد کرد.

در زمان نوشتن ، رئیس جمهور ایالات متحده ترامپ در حال نبرد مداوم با اشرار است. بسیاری معتقدند که او "تک سایز" محكوم كردن ناشران نتوانسته است به اين واقعيت بپردازد كه در حالي كه برخي از نشت ها امنيت را به خطر مي اندازد و مستحق محكوميت است ، اما برخي ديگر "سلام ، (یا) حتی حیاتی است." از سال 1989 ، قوانینی فدرال برای محافظت از سرکوب کنندگان در ایالات متحده در نظر گرفته شده است.

موضع شخصی شما در مورد سوت زدن ها ، هرچه بیشتر باشد ، داستانهای مرتبط باعث خواندن جذاب می شوند و همه موج های قابل توجهی در جامعه و سیاست ایجاد کرده اند. این "کتاب سیاه کوچک" برخی نشتهای جالب و جالب در تاریخ مدرن را بررسی می کند.

  • ادوارد اسنودن
  • جولیان آسانژ
  • ویلیام مارک فلت
  • چلسی (بردلی) منینگ
  • دانیل السببرگ
  • مردخای وانونو
  • کولن روولی
  • مارک ویتاکر
  • جفری ویگاند

بازگشت به بالا

ادوارد اسنودن

موضوع چندین کتاب و مستند و همچنین یک فیلم هالیوود که نام او را بر عهده دارد ، ادوارد اسنودن احتمالاً مشهورترین سوت زننده بارهای اخیر است. نشت وی چشم جهان را به چگونگی تبدیل شدن به چشم انداز مدرن نظارت اورولین تبدیل کرد. اسنودن یک قهرمان برای آزادی خواهان است اما یک خیانتکار برای کسانی که طرز فکر دیگری دارند - دقیقاً مانند چندین رهبر دیگر در این لیست.

ادوارد اسنودن

سال های اول

ادوارد اسنودن متولد سال 1983 است. نسل های خانواده اش به نوعی برای دولت ایالات متحده کار کرده بودند ، پدر و پدربزرگش هم با پاسدارهای ساحلی آمریکایی ، مادرش که در دادگاه منطقه مریلند کار می کردند و خواهرش به عنوان وکیل کار می کردند ، برای دولت ایالات متحده کار می کردند. در مرکز قضایی فدرال واشنگتن.

پدربزرگ اسنودن ، ادوارد بارت ، برای همکاری با FBI از ساحل ساحلی حرکت کرد و در حملات تروریستی 11 سپتامبر در سال 2001 در پنتاگون مستقر شد..

براساس گزارش ها ، Snowden فردی با هوش فوق العاده ، ضریب هوشی خود را بیش از یک بار آزمایش کرده بود ، و در هر بار بیش از 145 نتیجه.

یک قسمت طولانی از مونونوکلئوز (مونو) باعث شد اسنودن ماههای آخر دبیرستان خود را که هرگز نتوانسته بود از دست بدهد. با این حال ، وی در کالج جامعه شرکت کرد و آزمون GED را گذراند ، که جایگزینی برای تکمیل آموزش سنتی دبیرستان ایالات متحده است. برخی گزارش ها حاکی از آن است که در سال 2011 موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در زمینه امنیت رایانه ، اعطا شده توسط دانشگاه بریتانیا لیورپول ، با وجودی که مدرک لیسانس را نگرفته است ، گرفته است. با این حال ، گزارش های متناقض نشان می دهد که وی در واقع این مطالعات را کامل نکرده است.

در دوران نوجوانی اواخر و بیست سالگی اسنودن ، وی به فرهنگ شرقی علاقه چشمگیری نشان داد و هم ژاپنی و چینی ماندارین را مطالعه کرد. وی همچنین به هنرهای رزمی و انیمه علاقه مند بود و اولین کار وی با یک شرکت انیمه با حضور در آمریکا بود.

حرفه

اسنودن در سن 20 سالگی برای ارتش آمریكا ثبت نام كرد و به عنوان یك عامل ویژه نیروهای امیدی به درگیری در جنگ عراق داشت. با این حال ، این کار کوتاه مدت بود که او پس از شکستن هر دو پایش در یک تصادف ، آموزش را کامل نکرد. زمان بین ثبت نام و مرخصی وی کمی بیشتر از چهار ماه بود. نیروهای ویژه فیلم ادوارد اسنودن

سال بعد ، اسنودن نقش کوتاه مدت دیگری را به عهده گرفت "متخصص امنیت" در یک مرکز تحقیقات زبان تحت حمایت NSA در دانشگاه مریلند. گزارش ها حاکی از آن است که این اولین حضور اسنودن بود که در a "فوق سری" تأسیسات آمریکایی ، و خودش در مصاحبه ای با Wired در سال 2014 از آن به عنوان چنین نام برد. در حالی که این مرکز به طور رسمی نبود "طبقه بندی شده," ظاهراً "به شدت محافظت می شود," و اسنودن برای کار در آنجا مجبور به انجام آزمایش آشکارساز دروغ و بررسی زمینه شد. طبق ویکی پدیا ، اسنودن این نقش را بر عهده داشت "کمتر از یک سال."

در سال 2006 ، اسنودن در یک نمایشگاه شغلی شرکت کرد ، که منجر به این شد که وی از طریق سیا به او شغلی پیشنهاد شود. وی در بخش ارتباطات جهانی به دفتر مرکزی آنها در لانگلی ، ولتاژ ، واشنگتن منصوب شد.

بعد از اینکه به عنوان یک "جادوگر رایانه" (سخنان خود اسنودن) ، او شش ماه را در دوره آموزشی آموزش داد "راز" مدرسه سیا برای کارشناسان فناوری.

حدود یک سال پس از پیوستن به سازمان سیا ، اسنودن از مصونیت دیپلماتیک برخوردار شد و در سوئیس مستقر شد ، جایی که در امنیت شبکه و همچنین یک آپارتمان در نزدیکی دریاچه ژنو به او نقشی داده شد. گزارش ها حاکی از آن است که اسنودن به عنوان یک متخصص برتر در امنیت سایبری و سیا "دست به دست" گرفته است.

اسنودن بعداً در مورد برخی از تجربیات خود در سوئیس ، در طی سالهایی که وی عنوان کرده بود ، بحث و گفتگو کرد "سازنده." وی پس از سه سال ، در فوریه 2009 ، از CIA استعفا داد.

نقش شغلی بعدی اسنودن به عنوان پیمانکار Dell بود. اگرچه این ممکن است کاملاً دور از CIA به نظر برسد ، او در همان بخش مشغول کار بود ، زیرا به پایگاه هوایی یوکوتا در نزدیکی توکیو ، ژاپن منصوب شد و در یک مرکز آژانس امنیت ملی کار کرد..

آرم NSA

در اینجا ، او راه خود را از نقش فنی ، ارتقاء سیستم های NSA ، به موقعیتی که او عنوان کرده بود ، کار کرد "استراتژیست سایبری" در CV خود. او قبل از بازگشت به مریلند ، جایی که دوران کودکی خود را گذراند ، در مناطق مختلف کار کرد. او هنوز هم برای Dell مشغول به کار بود ، او دوباره به عنوان CIA همکاری با CIA را آغاز کرد "تکنسین سرب." به طور گسترده ای تصور می شود که حدود این زمان بود که اسنودن شروع به بارگیری برخی از اسناد مربوط به نظارت دولت کرد که به نشت خود ادامه دهد.

حدود یک سال بعد ، اسنودن به NSA منصوب شد "دفتر به اشتراک گذاری اطلاعات" در هاوایی این امکاناتی است که در درجه اول تصور می شود در نظارت بر ارتباطات کره شمالی و چین نقش دارد. او بیشتر اوقات که اسنودن را در اینجا گذراند ، همچنان به عنوان کارمند دل باقی ماند ، اما در پایان ، او پس از ترک نقش خود با Dell در مارس 2013 ، برای یک شرکت مشاوره ای به نام Booz Allen Hamilton کار می کرد..

اسنودن این سوئیچ را به عنوان "نقطه شکست شخصی" خود توصیف کرده است ، که وی هنگامی که می گوید شاهد جیمز کلپر ، مدیر اطلاعات ملی بود ، سوگند یاد کرد که به کنگره دروغ می گوید..

فقط سه ماه بعد ، اسنودن اندکی قبل از انتشار نخستین اسناد منتشر شده خود ، به مقصد هنگ کنگ گریخت. بحث گسترده ای در مورد آنچه در ماههای آخر کار اسنودن در NSA در جریان بود دقیقاً اتفاق می افتد.

طبق ویکی پدیا ، اسنودن شغل خود را به عنوان یک "تحلیلگر زیرساخت" تعریف کرد که در آنجا بود تا راه های ورود به شبکه ها و سیستم های تلفنی را جستجو کند. آژانس امنیت ملی آمریکا ادعا كرد كه او صرفاً "مدیر سیستم" است. علاوه بر این ، پیشنهادهایی مبنی بر سوء استفاده از این نقش برای فریب كاركنان دیگر در فاش كردن رمزهای سیستم آنها و استنباط هایی كه وی با Booz Allen Hamilton به طور ویژه برای وی قرار داده است ، وجود دارد. در موقعیتی که بتواند به اطلاعات بیشتری برای نشت دسترسی داشته باشد.

نشت

قبل از اینکه به جزئیات نشت اسنودن بپردازید ، ارزش این را دارد که دقیقاً چگونه به وجود آمد. نشت PRISM

بحث در مورد اینکه دقیقاً چه نقش اسنودن در قسمت اخیر کار خود به عنوان پیمانکار دولت وجود داشته است (حرفه ای که سالانه 200000 دلار در اوج خود برای او درآمد). با این حال ، حتی در مورد تلاشهایی که وی ادعا می کند برای هشدار دادن به مردم نسبت به نگرانی های وی درباره نظارت گسترده ، قبل از اینکه افشاگری های وی انجام شود ، اختلاف نظر بیشتری داشت..

اسنودن ادعا می کند که او ساخته است "تلاشهای عظیم" برای ایجاد نگرانی در مورد برنامه های جاسوسی از طریق همکاران و مافوق خود ، چه کتبی و چه کتبی. با این حال ، مقامات فقط از آوریل 2013 یک ایمیل واحد را منتشر کردند که مربوط به استعلام درباره آن است "مقامات قانونی," و ادعا کرد که چیز دیگری ندیده است.

به نظر می رسد ناراحتی اسنودن از عملکرد آژانس امنیت ملی آمریکا و سایر آژانس های امنیتی جهانی برای مدت قابل توجهی حضور داشته است. در حقیقت ، گزارش نیویورک تایمز حاکی از آن است که اسنودن احتمالاً وقتی که ابتدا در CIA کار می کرد و به ژنو ارسال می شود ، تبدیل به سوت زنی می شود..

گزارش ها حاکی از آن است که اسنودن ابتدا در دسامبر 2012 به گلن گرین ووالد ، روزنامه نگار گاردین ، ​​و فیلمبردار لورا پویتراس ، ماه مارس (ناشناس) رسید. اعتقاد بر این است که اسنودن شروع به نشت اسناد در آوریل 2013 کرد.

بیان دقیق حجم داده هایی که ادوارد اسنودن فاش کرده است تقریباً غیرممکن است. گلن گرینوالد می گوید اسنودن حدود 10،000 سند تحویل داده است ، در حالی که منابع آژانس امنیت ملی ادعا می کنند او "قابل دسترسی است" بیش از 200000 همچنین ادعاهایی وجود دارد که اسنودن نزدیک به یک میلیون سند از وزارت دفاع گرفت.

صرف نظر از اعداد ، افشاگری ها بزرگ بودند. آنها در درجه اول با استفاده از نظارت گسترده شهروندان مرتبط بودند و تأثیر بسزایی در ایالات متحده ، استرالیا ، کانادا و همچنین بریتانیا داشتند..

گزارش ها در ژوئن 2013 ، اولین بار در The Guardian و The Washington Post نشان داده شده است ، مربوط به PRISM ، یک سیستم مخفی که گفته می شود دسترسی سرویس های امنیتی را به حساب های شخصی گوگل و یاهو اجازه می دهد..

PRISM فقط شروع بود. در ادامه جزئیات سیستم هایی که دائماً به استفاده از تلفن و اینترنت شهروندان توجه می کردند ، از افرادی که در بازی هایی مانند Second Life و World of Warcraft استفاده می کنند ، جاسوسی می کردند ، تلفن های همراه را ردیابی می کردند و محتوای ایمیل های شخصی را اسکن می کردند.. ادوارد اسنودن در نشت

این تنها مربوط به کار این سیستم ها نمی شود. این همچنین در مورد کسانی بود که علیه آنها مورد استفاده قرار می گرفتند. افشاگری اسنودن حاکی از آن بود که سازمان های امنیتی در حال هدف قرار دادن خیریه ها ، شرکت های چند ملیتی و از همه بحث برانگیز سایر کشورهایی بودند که ظاهرا متحد آمریکا بودند.

یکی از به یاد ماندنی ترین ادعاهای اسنودن این بود که سیستم های موجود آن را به گونهای ساخته اند که وی قادر به انجام امور تجاری شخصی هر کسی با چیزی بیش از یک آدرس ایمیل شخصی نیست.

موضوع کلی افشاگری های اسنودن این بود که سرویس های امنیتی فراتر از وظایف آنها در حمایت از امنیت ملی بودند. ناگهان ایالات متحده و سایر کشورها درگیر همه چارچوب بودند از جاسوسی در مقیاس کامل گرفته تا استفاده از سیستم های مخفی IT برای جاسوسی از منافع عشق خود.

اسنودن جعبه پاندورا را باز کرد - و بسیاری از مردم از این امر بسیار ناراضی بودند.

عواقب بعدی

ادوارد اسنودن در اصل به محض ترک هاوایی به مقصد هنگ کنگ ، پناهنده شد. او در ابتدا "سلام کرد" در هتل چهار ستاره میرا ، قبل از مخفی کردن "قدرت که باشد" در یک "آپارتمان متلاشی" با پناهندگان دیگر. ادوارد اسنودن عواقب

تصور می شود که با کمک رابرت تیببو ، وکیل حقوق بشر در کانادا ، قبل از پرواز به مسکو (به همراه سارا هریسون از ویکی لیکس) در 23 ژوئن ، روز بعد از آنکه ایالات متحده گذرنامه خود را لغو کرد ، به کنسولگری روسیه نقل مکان کرد..

در آن زمان استنباط هایی صورت گرفت که مقامات هنگ کنگ فرار از اسنودن را آسان کردند و از کشور فرار کنند ، در حالی که مقامات آنجا گفتند که درخواست آمریکا برای دستگیری وی مطابق قانون هنگ کنگ نیست. حال باید پرسید که آیا افشاگری های اخیر مبنی بر نظارت بر ارتباطات سایر کشورها از تمایل آنها به همکاری.

کاملاً مشخص نیست که Snowden قصد عزیمت به هنگ کنگ را دارد ، اما فکر می کند هدف آمریکای جنوبی بوده است. با این حال ، او فقط به روسیه رسید ، جایی که تا به امروز باقی مانده است. پناهندگی وی در آنجا چندین بار تمدید شده است و اکنون تا سال 2020 معتبر است. اسنودن قادر است حداقل یک زندگی را در آنجا زندگی کند و از مصاحبه و صحبت کردن درآمدی کسب کند..

در حالی که پارلمان اروپا در سال 2015 رأی داد به اتهام وضعیت خود اسنودن را رد کند "بعنوان یک مدافع سوت و مدافع حقوق بشر بین المللی," او برای بازگشت به ایالات متحده آمریکا با اتهامات کیفری روبرو خواهد بود. پیشنهاداتی مطرح شده است که روسیه می تواند تصمیم به استرداد اسنودن به ایالات متحده کند "لطف کاری" با رئیس جمهور ترامپ.

اسنودن اساساً به تعبیر خودش است, "به دام افتاده" در روسیه. اگرچه او برای بسیاری قهرمان است ، اما افراد زیادی نیز وجود دارند که او را خیانتکار می دانند. در حالی که او کسی است که هرگز از تعامل سخن گفتن پرسود نخواهد بود ، بعید به نظر می رسد که او شب ها خیلی بی صدا بخوابد. نه هنگامی که پرزیدنت ترامپ چیز دیگری را دوست نخواهد داشت که ببیند او به زادگاه خود بازگردد تا آنچه را که برخی از چهره های راست گرا درک می کنند تجربه کند "عدالت."

بازگشت به بالا

جولیان آسانژ

جولیان آسانژ یک هکر از سنین پایین ، در سال 2006 ویکی لیکس را راه اندازی کرد - وب سایتی برای سوت های تبلیغاتی که همچنان به فعالیت خود ادامه می دهد ، تا به امروز. ویکی لیکس داستانهای سایر سوت های تبلیغاتی موجود در این لیست را نیز به ویژه در مورد چلسی مینگ منعکس می کند. آسانژ هر زمان که صحبت عمومی کند - از طریق توییتر یا از بالکن سفارت اکوادور در لندن ، جایی که تا به امروز در آن زندگی می کند ، مخاطبان گسترده ای را به خود جذب می کند..

جولیان آسانژسال های اول

جولیان آسانژ که 12 سال قبل از ادوارد اسنودن در سال 1971 متولد شد ، احتمالاً دومین سوت زننده مشهور در سالهای اخیر است.

آسانژ کاملاً مشخص داشت "جایگزین" تربیت ، که توسط ویکی پدیا شرح داده شده است "عشایری." وی در تاونزویل ، کوئینزلند (استرالیا) متولد شد و طبق بزرگداشتها ، در بیش از 30 شهر در این کشور زندگی می کرد. مادرش کریستین یک هنرمند تجسمی بود که قبل از تولدش از پدرش معترض ضد جنگ جدا شد. وی سپس با یک بازیگر به نام ریچارد آسانژ ازدواج کرد که از آن جولیان نام خانوادگی خود را گرفت. رابطه بعدی وی با لیف همیلتون ، عضو فرقه جدید عصر استرالیا بود.

با کمال تعجب ، با توجه به عدم وجود ریشه ، آسانژ از مدرسه به مدرسه منتقل شد. او در دو دانشگاه استرالیا شرکت کرد اما مدرک تحصیلی کسب نکرد.

Assange در اوایل 17 سالگی به عنوان بخشی از خدمه تحت عنوان International Subversives به هک رایانه وارد شد. براساس ویکی پدیا ، گروه هکری وی درگیر در نفوذ به سیستم چندین شرکت و سازمان بزرگ از جمله لاکهید مارتین ، سیتیبانک و وزارت دفاع ایالات متحده بود..

حرفه

برخلاف ادوارد اسنودن ، مسیر جولیان آسانژ به سمت سوت زدن با شروع کار شایسته ای که برای دستگاه های دولتی کار می کند ، شروع نمی شود. آسانژ از ابتدا خیلی هکر بود. شبکه دسترسی عمومی حومه

در سال 1991 ، در 20 سالگی ، Assange در عمل هک شدن به غول ارتباطات Nortel از طریق آنها گرفتار شد "ترمینال کارشناسی ارشد ملبورن." هک شدن وی با استفاده از مودم شماره گیری پس از اینکه تلفن وی توسط مأموران فدرال استرالیا ضبط شد کشف شد. وی پس از یورش به منزلش ، متهم به مجموعه ای از جرائم هک شد. مدت 5 سال طول كشید تا اتهامات رسیدگی شود و پس از ادعای گناه بیشتر آنها ، با جریمه كوچك و جریمه فرار كرد "پیوند رفتار خوب."

همانطور که اغلب در دنیای هک شدن اتفاق می افتد ، مهارت های رایانه ای او شناخته شده و مورد استفاده قرار می گرفت. بین دستگیری و حکم نهایی او با واحد بهره برداری از کودکان پلیس ویکتوریا همکاری کرد.

از سال 1994 به بعد ، آسانژ درگیر برخی از پروژه های مهم برنامه نویسی شد که برای توسعه اینترنت اولیه مهم بودند. او در راه اندازی شبکه دسترسی عمومی Suburbia ، یکی از اولین ISP های استرالیا ، و همچنین در تکه های PostgreSQL و NNTPCache کار کرد. وی در این مدت به شدت درگیر درگیر شدن با انجمن هک کردن بود و در مورد موضوعات مربوط به امنیت اینترنت توصیه کرد.

به نظر می رسد که آسانژ آگاهی اولیه نسبت به اینکه چگونه دنیای آنلاین روزی برای سوت زدن و نشت اطلاعات تبدیل می شود ، دارد. وی دامنه ای به نام leaks.org را در سال 2009 به ثبت رساند. براساس ویکی پدیا ، وی "با آن کاری نکردم," اما در همان سال ، او تلاش کرد تا به حق اختراع داده شده به NSA برای فناوری که به مقامات اجازه می دهد تا مکالمات تلفنی را برداشت و انتقال دهند ، آگاهی دهد. این یک موازی جالب با نوع فعالیتی است که ادوارد اسنودن خود را در طی تقریباً یک دهه بعد در آغوش گرفت. کتاب سایبرپونکس نوشته جولیان آسانژ

آسانژ در کتاب خود ، Cypherpunks ، که در سال 2012 منتشر شد ، اظهار داشت: "اینترنت ، بزرگترین ابزار رهایی ما ، به خطرناک ترین تسهیلگر تمامیت خواهی که تاکنون دیده ایم تبدیل شده است."

پنج سال بعد ، در زمان نوشتن و در برابر زمینه افزایش نظارت آنلاین ، بحث و گفتگو با این توضیحات به طور پیوسته سخت تر می شود.

نشت

آسانژ سایت معروف ویکی لیکس را در سال 2006 راه اندازی کرد و این کشور را در ایسلند مستقر کرد. وی در مصاحبه ای با The Guardian در سال 2010 ، نقش خود را با این سایت توصیف کرد "سردبیر."

ویکی لیکس پس از تحصیل در دانشگاه ملبورن ، به حرفه اصلی Assange تبدیل شد. او به جهان سفر کرد "در کسب و کار ویکی لیکس," احتمالاً ملاقات با تعداد زیادی از شرکت کنندگان و سرکردگان.

لوگوی Wikileaks

طی سالها ، ویکی لیکس اطلاعاتی را در رابطه با رسوایی های بیشمار و اقدامات نهادی جمع آوری کرد. آسانژ به جای اینکه اطلاعاتی دراختیار خود داشته باشد ، بستری را برای دیگران ایجاد کرده است - و افراد زیادی از آن استفاده کردند.

سالهای اولیه ویکی لیکس منجر به ورود تعداد زیادی از اطلاعات منتشر شده به حوزه عمومی شد. Leaks شامل محتوای Yahoo! سارا پالین بود حساب ایمیل ، جزئیات مراحل استفاده شده در اردوگاه زندان خلیج گوانتانامو ، و لیستی از اعضای حزب راست گرای افراطی انگلیس انگلیس.

در سال 2009 ، ویکی لیکس اطلاعات زیادی را در رابطه با بانک ها ، شرکت های خصوصی و دولت ها منتشر کرد. نشت شامل اطلاعات مربوط به جلوگیری از پرداخت مالیات توسط بانک بارکلی ، افشاگری در مورد حادثه هسته ای در ایران و بیش از نیم میلیون پیام پیجر ارسال شده در روز حملات تروریستی 11 سپتامبر.

همانطور که در مورد ادوارد اسنودن (و سایر سؤالات معروف در اینجا مورد بحث قرار گرفت) ، نظرات در مورد آسانژ از "قهرمان" ، "خائن" متغیر بود. یک جایزه رسانه ای سازمان عفو ​​بین الملل ، او توسط جوی بایدن ، معاون رئیس جمهور وقت آمریکا ، به عنوان "تروریست" توصیف شد. نخست وزیر استرالیا نیز وی را به فعالیت غیرقانونی متهم كرد ، گرچه پلیس محلی اظهار داشت كه هیچ چیزی برای اتهام وی وجود ندارد.

ویکی لیکس واقعاً در سال 2010 وارد انتشار واژگان اصلی با انتشار بالای مطالب نشت شده از چلسی (سابق بردلی) منینگ شد. منینگ یک سرباز آمریکایی بود که حدود 750 هزار سند و فیلم حساس در رابطه با فعالیت های ارتش آمریکا منتشر کرد.

این مطالب عمدتاً مربوط به فعالیت ها در عراق و افغانستان بود و شامل فیلم هایی از سربازانی بود که 18 نفر را در عراق از هلیکوپتر نظامی شلیک می کردند ، همچنین فیلم هایی از حملات هوایی در هر دو کشور را نشان می داد. در مورد خلیج گوانتانامو نیز مواد نشتی رخ داد.

مصائب چلسی منینگ با جزئیات بیشتر در زیر توضیح داده شده است. شهرت جولیان آسانژ ، همراه با ویکی لیکس ، در پی نشت منینگ ، رشد گسترده ای پیدا کرد. خود Assange در سالهای بعد جوایز بی شماری از جمله جایزه سام آدامز ، جوایز برگزیده "فرد سال" خواننده را از طرف Le Monde و Time و "Rockstar of the Year" دریافت کرد که توسط Rolling Stone ایتالیایی اهدا شد..

با این حال ، پرستش قهرمان از یک جمعیت ، توسط ویترینول از دیگری برابر شد. در نوامبر 2010 ، تأیید شد كه آسانژ تحت عمل جاسوسی تحت تحقیقات قرار گرفت و زنجیره ای از وقایع را شروع كرد كه تا امروز ادامه دارد. در آوریل 2017 ، CNN از "مقامات آمریکایی" شنید که برنامه هایی برای تشکیل اتهامات رسمی علیه وی وجود دارد.

در همین حال ، با این حال ، ویکی لیکس به فعالیت خود ادامه می دهد ، به طور پیوسته مجموعه ای از اسناد به بیرون درز منتشر می کند. در زمان نگارش ، نشتهای اخیر شامل ایمیلهای مربوط به فعالیتهای ریاست جمهوری امانوئل مکرون در فرانسه ، و نشتهای مختلف مربوط به ابزارهای نظارتی است که توسط آژانسهای دولتی استفاده می شود. یادآوری این نکته نیز حائز اهمیت است که ویکی لیکس در آستانه انتخابات آمریکا درگیر افشای اطلاعات مربوط به کارزار کلینتون شد ، حرکتی که آسانژ در آستانه رأی دفاع کرد.

عواقب بعدی

در سال 2010 ، عناوین دیگر در مورد جولیان آسانژ شروع شد ، و ارتباطی با افشای اطلاعات محرمانه نداشت. دو زن سوئدی به اتهام تجاوز و تجاوز جنسی علیه وی اظهار داشتند. اگرچه رسماً اتهام Assange متهم نشده بود ، اما تمام جزئیات ادعا شده علنی شد. Assange در حالی که توسط پلیس انگلیس وثیقه شده و در انتظار استرداد به سوئد است ، "غافل" شد.

در حالی که پلیس سوئد اتهامات مربوط به آسانژ را در ماه مه سال 2017 کنار گذاشت ، وی هنوز (در زمان نوشتن) تحت حکم بازداشت در انگلستان به دلیل نقض وثیقه خود است.

از سال 2012 ، Assange پس از دریافت اجازه پناهندگی توسط اکوادور در سفارت اکوادورای لندن زندگی می کند. او از نظر فنی مرد آزاد است ، اما اگر تصمیم بگیرد سفارتخانه را ترک کند ، در خطر دستگیری است. با توجه به ویکی پدیا ، دستگیری برای نقض وثیقه در انگلستان می تواند پس از استرداد به ایالات متحده انجام شود ، جایی که مجازات درگیری ویکی لیکس به طور بالقوه می تواند به معنای مجازات "مجازات اعدام" باشد..جولیان آسانژ در سفارت اکوادور

گفته می شود Assange یک "آپارتمان استودیویی" در سفارتخانه دارد. بین سالهای 2012 تا 2015 ، پلیس در صورت تصمیم به عزیمت وی ​​به طور دائم در خارج از سفارت مستقر شد ، اتفاقی که طبق گفته های وی نزدیک به 13 میلیون پوند هزینه داشته است.

پس از گذراندن هفت سال در سفارت اکوادور ، به نظر می رسد آسانژ دوست دارد آنجا را ترک کند. تلاشهایی صورت گرفته است كه وی را به سمت آمریكای لاتین ترك كند كه عملی نشده است ، و خود Assange كوشید تا فرانسوا اولاند رئیس جمهور فرانسه را ترك كند تا به وی اجازه دهد كه به عنوان پناهنده به فرانسه سفر كند ، فرجام خواهی كه رد شد.

با وجود "نگه داشتن" در سفارت ، Assange همچنان در خبرها قرار دارد و به طور مرتب سخنرانی هایی از تراس ساختمان می کند. در فضا فقط چهار ماه در سال 2016 ، دو وکیل Assange درگذشت ، یکی از خودکشی ظاهرا ، و دیگری از سرطان - چیزی که باعث تئوری های مختلف توطئه شد.

Assange همچنین از اکانت توییتر خود برای بیان عقاید خود در مورد وقایع جاری بطور منظم ، به ویژه موارد مربوط به سوت زدن استفاده می کند. در یک مقطع او پیشنهاد کرد که در صورت آزادی فوری چلسی منینگ ، خود را به مقامات آمریکایی تحویل دهد. در حالی که رئیس جمهور اوباما مدت کوتاهی پس از آزادی وی آزاد شد ، رئیس جمهور اصرار داشت که این امر به دلیل دخالت آسانژ نیست ، گفت که او "به توئیت های آقای آسانژ توجه زیادی نمی کند." آسانژ در سفارت ماند.

همانطور که با ادوارد اسنودن ، Assange اساساً در یک مکان محدود است - اما در مورد او ، این یک ساختمان است نه یک کشور. در رویکرد انتخابات سال 2017 در اکوادور ، یکی از کاندیداها اظهار داشت که در صورت انتخاب وی ، از Assange می خواهد سفارت لندن را ترک کند ، و اساساً به پناهندگی خود پایان داد. نامزد ، گیلرمو لاسو ، در انتخابات پیروز نشد.

با این حال ، درست همانطور که انگیزه های سیاسی می توانند وضعیت اسنودن را تغییر داده و تحت تأثیر قرار دهند ، همین مسئله در اینجا نیز اعمال می شود. هنگامی که شما حرفه ای را به عنوان قهرمان و دیگران به عنوان یک خائن انجام می دهید ، یک خواب بی وقفه در شب به نظر می رسد که دستیابی به آن دشوار است.

بازگشت به بالا

ویلیام مارک فلت

ویلیام مارک فلت ، یکی از شخصیت های مهم در رسوایی مشهور واترگیت واشنگتن ، به عنوان "گلو عمیق" شناخته می شود - یکی از افسانه ای ترین سوت های تاریخ. اقدامات فلت باعث شد تا رئیس جمهور آمریكا نیكسون استعفا دهد تا از استیضاح خودداری كند ، اگرچه ده ها سال بین این وقایع و تأیید اینكه در پشت نشت های حیرت انگیز بود احساس شد.

ویلیام مارک فلتسال های اول

(ویلیام) مارک فلت در سال 1913 به دنیا آمد. سوت زدن وی رایانه را درگیر نکرد و به همین دلیل از فناوری کمتری نسبت به آنچه توسط اسنودن و آسانژ انجام شده بود - استفاده می کند - اما مطمئناً تأثیر کمتری نیز ندارد.!

فلت پس از به دنیا آمدن در سال 1913 در آیداهو ، دارای یک تربیت سنتی بود. او پسر یک سازنده و نجار ، مارک فلت بود که از او نام میانی گرفت. وی در مدرسه در منطقه شرکت کرد و دبیرستان را در سال 1931 فارغ التحصیل شد. در سال 1935 لیسانس خود را از دانشگاه آیداهو دریافت کرد.

پس از اتمام تحصیلات ، فلت مستقیماً وارد کار در محافل سیاسی شد و کار خود را در دفتر سناتور آمریكا جیمز پوپ آغاز كرد ، شغلی كه وی به واشنگتن دی سی منتقل شد. چند سال بعد ، در سال 1938 ، وی پس از ملاقات با وی در دوران تحصیل در دانشگاه آیداهو ، با آدری رابینسون ، همچنین از ایالت خود ، ازدواج کرد. او همچنین به دلیل فعالیت خود به واشنگتن نقل مکان کرد و کار خود را در دفتر درآمد داخلی آغاز کرد.

فلت در حالی که در دفتر سناتور کار می کرد ، هم برای جیمز پوپ و هم جانشین وی ، دیوید ورث کلارک ، فلت در مدرسه شبانه در دانشکده حقوق دانشگاه جورج واشنگتن شرکت کرد. پنج سال پس از اتمام دوره لیسانس خود ، مدرک حقوق خود را گذراند و یک سال بعد وکالت را برای ولسوالی کلمبیا گذراند.

حرفه

ویلیام مارک فلت پس از اتمام تحصیلات حقوقی ، کار خود را با کمیسیون تجارت فدرال آغاز کرد. با این حال او از کار لذت نبرد و تنها یک سال در بخش ماند. در نوامبر سال 1941 ، وی برای پیوستن به FBI اقدام کرد. برنامه وی موفقیت آمیز بود و او در سال 1942 شروع به کار کرد. FBI آرم

کار فلت با FBI باعث شد وی سفر گسترده ای را در سراسر ایالات متحده انجام دهد ، کاری که وی اظهار داشت از آن لذت نمی برد ، یکبار اظهار داشت که جی ادگار هوور "هیچ تصوری از مشکلات مالی و شخصی درگیر در اینگونه نقل و انتقالات ندارد ، زیرا او هیچ کاری نداشت. خانواده خودش.

فلت برای FBI در واشنگتن و ویرجینیا آموزش دید. وی سپس سه پست در تگزاس داشت. پس از بازگشت طلسم در دفتر مرکزی FBI ، وی پس از آن پست های FBI بیشتری در سیاتل ، نیواورلئان و لس آنجلس داشت..

در سال 1956 ، فلت دوباره بار دیگر منتقل شد ، این بار به سالت لیک سیتی ، یوتا. با این حال ، این حرکت خاص با ارتقاء چشمگیر نقش "نماینده ویژه در اتهام" همراه بود. "وصله" فلت شامل نوادا نیز می شد که باعث شد وی در برخی از اولین سازمان های جنایی سازمان یافته آمریکا درگیر شود. اینها به ویژه به فعالیت های گانگستری در کازینوها در لاس وگاس مربوط می شوند ، و تحقیقات فلت به طور غیر مستقیم جی ادگار هوور را وادار به تصدیق کرد که جرم سازمان یافته در واقع یک مشکل مهم در ایالات متحده است..

پس از بازگشت به واشنگتن دی سی در سال 1962 ، فلت شروع به حرکت سریع در رده های FBI کرد. تا سال 1964 او دستیار مدیر دفتر بود و تا سال 1971 معاون معاون دانشیار شد.

"رئیس" فلت در این زمان ، كلید تولسون ، كارگردان وابسته بود ، كه ویکی پدیا را "مرد دست راست" هوورر توصیف می کرد. از آنجا که تولسون در حال سلامتی بد بود ، به فلت مسئولیت قابل توجهی داده شد ، و کتابی که در آن زمان توسط رونالد کسلر نوشته شده است نشان می دهد که فلت باعث اعتماد به نفس هوور شد زیرا او "با او سرسخت و مأمور بود."

هوور در سال 1972 درگذشت ، و فلت در مراسم تشییع جنازه او پناهنده بود. روز بعد کلاید تولسون از FBI استعفا داد ، و در نتیجه "فلت دوم" تحت فرماندهی پاتریک گری سوم ، جایگزین تولسون شد. برای چند سال آینده ، هر دو Grey و Felt چهره های جنجالی در دولت بودند ، و هر دو در مورد چگونگی رسیدگی به پرونده های خصوصی هوور پس از مرگ وی سؤال کردند. گری ، رئیس جدید فلت ، همچنین به دلیل مسافرت و بیماری غالباً از کار غایب بود و منجر به این می شد که فلت غالباً "مسئول" دفتر باشد.. FBI Pyramid

موضع فلت در FBI همچنین به این معنی بود که او در موقعیت نخست قرار داشت تا بتواند کلیه ارتباطات مربوط به رسوایی واترگیت (بیشتر در مورد آن را در زیر ببینید). قبل از مدتها ، دیگر افراد فلت را به عنوان مظنون در نشت اطلاعات مربوط به واترگیت شناسایی کردند. با این حال ، هیچ مدرکی در این باره وجود ندارد و او به کار خود ادامه داد.

با وجود این ، هنگامی که زمان جایگزین گری به عنوان مدیر FBI در سال 1973 شد ، رئیس جمهور نیکسون "گذشت" از فلت ، علیرغم اینکه او به نظر می رسید برای این نقش به نظر می رسد ، به نفع ویلیام راکلشاهوس ، کسی که نیکسون به عنوان " آقای. تمیز."

فلت با Ruckelshaus ، که همچنان او را متهم به فاش کردن اطلاعات خودی به مطبوعات کرد (به درستی ، همانطور که اکنون معلوم است!) خوب نتوانست ، پس از تنها دو ماه کار در زیر Ruckelshaus ، فلت از آژانس استعفا داد. 22 ژوئن 1973.

اگرچه فلت در سال 1973 از FBI استعفا داد ، اما در سال 1980 به دادگاه مربوط شد که مربوط به فعالیت های FBI است که "تحت نظر او" اتفاق افتاد. "اینها شامل موارد مخفیانه در محوطه های مرتبط با گروه های چپ بود. فلت ایستادگی کرد و فعالیتهایی را که در آن شرکت داشت ، پذیرفت و رئیس جمهور پیشین نیکسون حتی به عنوان شاهد دفاع ظاهر شد.

فلت با وجود داشتن چشم انداز حكم قابل توجه بازداشت ، در انجام جستجوها بدون حكم مقصر شناخته شد و 5000 دلار جریمه شد. فلت تجدید نظر کرد و یک سال بعد او توسط رئیس جمهور ریگان مورد عفو قرار گرفت.

فلت در دوران بازنشستگی مشغول به کار بود و خاطرات خود را در مورد زمان حضورش در FBI منتشر می کرد. با گذشت سالها ، گمانه زنی ها شایع شد که فلت ، در واقع ، خبره معروف واترگیت معروف به "گلو عمیق" بود. می توان گفت که انکارهای فلت از واقعیت با گذشت زمان بسیار کم اهمیت تر شد. تا سال 2005 او اعتراف كرد كه در واقع خبرچین است. این واقعیت از طریق وکیل وی در دسترس قرار گرفت و در Vanity Fair منتشر شد. چند سال بعد ، در سال 2008 ، احساس درگذشت در 95 سالگی.

نشت

واترگیت یک رسوایی سیاسی طولانی و درگیر بود ، و توضیحات کامل درباره آن بسیار فراتر از محدوده این کتاب الکترونیکی است. این آغازگر مبتنی بر جدول زمانی از CNN ، یک مرور کلی را ارائه می دهد. نیکسون به دلیل واترگیت استعفا داد

در اصل ، رسوایی واترگیت باعث شد رئیس جمهور نیکسون قبل از استیضاح استعفا دهد. واترگیت با شروع کار در کمیته ملی دموکرات شروع به کار کرد. طی چهار ماه ، نیویورک تایمز گزارش داده است که اف بی آی اعتقاد دارد افرادی که برای رئیس جمهور کار می کنند مستقیماً مسئول هستند ، چیزی که یک فیلمبرداری که یک هفته قبل از استعفای نیکسون منتشر شد ، نشان داد که این پرونده است..

از همان اوایل ، ظاهراً کسی در حال فاش کردن اطلاعات مربوط به رسوایی بود ، با "داستانهایی (که در مطبوعات ظاهر می شوند) تقریباً کلمه را از رویدادهای واقعی زندگی بلند می کردند..

همانطور که اکنون می دانیم ، خبرنگاران واشنگتن پست ، کارل برنشتاین و باب وودوارد از یک جریان مداوم از اطلاعاتی به نام "گلو عمیق" برخوردار بودند ، که ما اکنون می دانیم ویلیام مارک فلت بوده است. یک کتاب در مورد وقایع ، فلت را "شایعات غیرقابل تحمل" توصیف کرده است ، و گمانه زنی های زیادی درباره انگیزه واقعی سوت زدن وی وجود دارد. در حالی که خانواده فلت و دیگران معتقدند که وطن پرستی در پشت اقدامات وی بوده است ، دیگران اشاره به سرخوردگی از شغل خود پس از گذشت برای ارتقاء ، به ویژه پس از مرگ J. Edgar Hoover. رسوایی واترگیت

نشت فلت به مردم آمریکا اجازه داد تا پیشرفت رسوایی واترگیت را دنبال کنند. دخالت مطبوعات تضمین کرد که هیچ چیزی نمی تواند زیر فرش مسواک شود ، با "بررسی رسانه ها" اطمینان حاصل می شود که رهبری ها دنبال می شوند ، درست تا رسیدن به بالاترین مقامات دولتی. این منطقی استدلال می کند که استعفا اجباری نیکسون احتمالاً در صورت عدم وجود نشت فلت ، از این امر اجتناب می کرد.

عواقب بعدی

در زمان افشای ویلیام مارک فلت به عنوان "گلو عمیق" ، واترگیت موضوعی برای کتاب های تاریخ بود و بسیاری از جزئیات چیزهای اسطوره شهری بودند.. مارک فلت عمق

به عنوان مثال ، نظریه های مختلفی در رابطه با چگونگی ترتیب جلسات خبرنگاران واشنگتن پست با فلت ، شامل پرچم های بالکن و نمادهای رمزگذاری شده در روزنامه ها وجود دارد. بسیاری از این اسطوره ها از آن زمان بی اعتبار یا نادیده گرفته شده اند که غیر واقعی است.

هنگامی که هویت فلت در سال 2005 تأیید شد ، به نظر می رسد بیش از بحث درایوها و انگیزه های او آب بیش از حد زیر پل وجود داشته باشد. در حال حاضر بالای 90 سال سن ، وضعیت سلامتی رو به تصرف بود. با این حال ، او توانست حق فیلم را برای داستان خود بفروشد. (فیلمی با بازی لیام نیسون در سال 2017 منتشر شد).

تا به امروز ، هیچ کس حقیقتاً نمی داند که فلت کسی بوده که واقعاً از رسوایی واترگیت احساس عصبانیت کرده است یا کسی که بیشتر از تمایل به تبلیغ و یا احساس "خطا" بودن توسط کارفرمای خود رانده می شود. این گمانه زنی ها بدون شک تا سال های بعدی ادامه خواهد یافت و همچنان موضوع کتاب و فیلم هستند.

بازگشت به بالا

چلسی (بردلی) منینگ

چلسی منینگ یک چهره بحث برانگیز با زندگی شخصی پیچیده ، پس از افشای جزئیات در مورد جنگ های این کشور در عراق و افغانستان موج بزرگی در ارتش آمریکا ایجاد کرد. پیوندهای داستان منینگ با روابط جولیان آسانژ ، زیرا وی از ویکی لیکس به عنوان سکویی برای به اشتراک گذاشتن داستان خود استفاده کرد. اقدامات منینگ نظر امروز را تقسیم می کند؛ رئیس جمهور پیشین باراک اوباما حکم زندان خود را کاهش داد ، اما رئیس جمهور فعلی ، دونالد ترامپ ، وی را "خائن ناسپاس" توصیف می کند.

چلسی بردلی منینگسال های اول

بردلی مانینگ در سال 1987 در اوکلاهما متولد شد. پدر وی برایان منینگ ، آمریکایی بود که در نیروی دریایی ایالات متحده به عنوان یک تحلیلگر اطلاعات خدمت کرده بود. مادر وی سوزان فاکس بود که در ولز متولد شد و این زوج در حالی که برایان در آنجا مستقر بود ملاقات کردند.

جزئیاتی از دوران کودکی دشوار مانینگ در طی جلسه دادگاه نظامی او منتشر شد. خواهر مانینگ سابقه الكلیسم در خانواده را فاش كرد. ظاهراً مادر بردلی در تمام دوران بارداری خود مشروبات الکلی نوشیده است ، و این باعث شد که منینگ پس از تولد علائمی از سندرم الکل جنین را نشان دهد. براساس ویکی پدیا ، خواهر ، کیسی در سالهای اولیه مانینگ "مراقب اصلی" بود.

شکی نیست که اوایل کودکی مانینگ محروم و آشفته بود. براساس گزارش ها ، منینگ تا دو سالگی فقط غذای کودک و شیر تغذیه می کرد و "در سالهای بعد" تا حد زیادی برای مراقبت از خود باقی مانده بود ".

مادر مانینگ یک روح پر دردسر بود. او در سال 1998 اقدام به خودكشی كرد ، و گزارش هایی از آسیب های بدنی وجود دارد ، به ویژه پس از آنكه برایان منینگ در سال 2000 وی را طلاق داد و دوباره ازدواج كرد. یک سال بعد ، سوزان فاکس به همراه بردلی به ولز نقل مکان کرد ، و بردلی در مدرسه ای در هاورفورد وست شرکت کرد.

بردلی مانینگ از جوانی با هویت جنسی مبارزه کرد. یکی از دوستان کودکی گفت که بردلی برای او فاش کرد که در سن 13 سالگی همجنسگرا است ، اما بردلی در مدرسه آشکارا "بیرون" نبود. گزارش ها حاکی است که بردلی به دلیل "نابسامانی" بودن در مدرسه در ولز مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

انتصاب جنسیت

در سال 2005 ، بردلی به عنوان یک مرد همجنسگرا زندگی می کرد. در سال 2009 او شروع به بررسی مجدد جنسیت کرد. در سال 2013 ، بردلی نام چلسی را به دست گرفت و به طور رسمی درخواست هورمون درمانی و استفاده از ضمیر زنانه. بردلی منینگ

در حالی که این درخواست در آوریل 2014 به طور قانونی اعطا شد ، در حالی که چلسی در زندان بود ، تعدادی از دعواهای قانونی در مورد هورمون درمانی صورت گرفت. در زمان نوشتن ، اگرچه چلسی در حالی که حبس شده ، برخی از هورمون درمانی انتقالی را دریافت کرده بود ، وی نتوانسته جراحی را که در سال 2016 امضا شد ، دریافت کند ، زیرا او دیگر تحت برنامه مراقبت های بهداشتی نظامی که در زمان عمل جراحی وجود داشت ، پوشیده نیست. مجاز.

(به دلایلی که در بالا توضیح داده شد ، چلسی به ضمیر جنسیتی ترجیحی وی برای باقی مانده این قطعه اشاره دارد).

چلسی منینگ در سال 2005 به ایالات متحده آمریکا بازگشت و به همراه پدر ، همسر جدید و فرزند جدیدشان در اوکلاهما زندگی کرد. وی با بهره گیری از توانایی رایانه هایی که چلسی در تمام مدرسه نشان داده بود ، به عنوان یک توسعه دهنده نرم افزاری شغلی پیدا کرد. با این حال ، مسائل بین فردی منجر به این شغل شد که تنها چهار ماه به طول انجامید.

سال بعد ، پس از دعوا با نامادری خود که پلیس به آن فراخوانده شده بود ، مانینگ منزل پدر را در کامیونی که به او هدیه داده بود ، ترک کرد. او به تولسا ، سپس شیکاگو ، سپس مریلند ، سفر کرد و به مدت 15 ماه با عمه اش زندگی کرد و مدت کوتاهی در یک کالج جامعه در مونتگومری تحصیل کرد.

حرفه

چلسی منینگ پس از اقناع از پدرش ، در سپتامبر 2007 به ارتش آمریكا پیوست و امیدوار بود كه از لایحه GI استفاده كند تا در جهت تحصیلات دانشگاهی و احتمالاً دكترلی فعالیت كند.. شغل منینگ چلسی

گزارش های مطبوعاتی حاکی از آن است که منینگ در روزهای ابتدایی خود در ارتش دوران سختی را پشت سر گذاشته بود - به دلیل اندازه ، شیوه و جنسی او مورد ضرب و شتم قرار گرفت. او پس از گذشت شش هفته تقریباً مرخص شد ، اما این تصمیم لغو شد ، و او آموزش اصلی را در آوریل 2008 به پایان رساند.

احتمالاً ، به دلیل استعداد او برای فن آوری ، مانینگ پس از آن برای آموزش به عنوان یک تحلیلگر اطلاعاتی به فورت هوچوکا داده شد. تصور می شود که میزان ضمانت امنیتی وی برای این نقش ، به منینگ دسترسی قابل توجهی به اطلاعات محرمانه داده است.

پس از اتمام آموزش خود (و دریافت مدال سرویس دفاع ملی و روبان خدمات ارتش) ، منینگ به نیویورک اعزام شد تا برای پست در عراق آموزش ببیند. او در اکتبر 2009 برای کار در ارتباطات اطلاعاتی به بغداد اعزام شد. گزارش ها حاکی از آن است که رفتارهای ناپایدار مانینگ باعث شده است که برخی در مورد استقرار وی شک داشته باشند ، اما کمبود پرسنل مجرب به معنای ادامه این روند است. در نوامبر همان سال ، منینگ به درجه ویژه ارتقا یافت. نقش وی به این معنی بود که وی دسترسی مستقیم به سیستمهای محرمانه ، از جمله سیستم ارتباطات مشترک بین المللی اطلاعات جهانی (JWICS) داشت..

در حدود زمانی که منینگ کار خود را در این پست در عراق آغاز کرد ، ویکی لیکس مجموعه عظیمی از پیام های پیجر را از روز حملات تروریستی یازده سپتامبر منتشر کرد. هنوز مشخص نیست که آیا این یک عامل ایجاد کننده انگیزه بوده است ، اما فقط چهار ماه بعد ، در ژانویه 2010 ، منینگ شروع به برداشتن اقدامی برای بارگیری اطلاعات از سیستم های آمریکایی به منظور نشت آن کرد.

نشت

اولین اطلاعاتی که منینگ از سیستم هایی که وی به آن دسترسی داشت ، شامل 40،000 سند بود ، اکنون به عنوان "جنگ های جنگ عراق" شناخته می شوند و 91000 اسناد هم اکنون با عنوان "جنگ های جنگ افغانستان" شناخته می شوند. چلسی منینگ نشت

به منظور حذف اطلاعات ، وی برای پنهان کردن آن اقداماتی انجام داد ، از جمله ذخیره کردن آن بر روی سی دی با عنوان "لیدی گاگا" و کپی کردن آن در کارت حافظه SD تا بتواند در هنگام مرخصی ، آن را در دوربین دیجیتال خود ذخیره کند..

هنوز مشخص نیست که آیا قصد اصلی منینگ رفتن به ویکی لیکس با این اطلاعات است زیرا به نظر می رسد او ابتدا با اطلاعات نیویورک تایمز و واشنگتن پست با اطلاعات تماس گرفته است ، اما فایده ای ندارد. یک پرونده متنی به اسناد اضافه شده اظهار داشت که این اطلاعات "یکی از مهمترین اسناد زمان ما بود - حذف مه جنگ و افشای ماهیت واقعی جنگ نامتقارن قرن بیست و یکم".

منینگ در فوریه 2010 به عراق بازگشت. در این مرحله او از شبکه Tor برای ارسال اسناد به ویکی لیکس استفاده کرده است ، اما هیچ تائیدی در مورد دریافت آنها نداشته است. یک هفته پس از بازگشت به عراق ، وی کابل دیپلماتیک دیگری را به ویکی لیکس ارسال کرد ، که سایت تقریباً بلافاصله منتشر کرد. چند روز بعد ، وی کلیپ ویدئویی جنجالی "قتل وثیقه" از حمله یک بالگرد بغداد را ارسال کرد.

تصور می شود (اما تأیید نشده است) که تماس منینگ در ویکی لیکس در این مدت خود جولیان آسانژ بوده است. در 10 آوریل 2010 ، منینگ 250،000 کابل دیپلماتیک دیگری را در ویکی لیکس بارگذاری کرد.

سیاهههای مربوط به جنگ عراق

تقریباً در این زمان ، مبارزات طولانی مدت منینگ با هویت جنسی او دوباره به معرض نمایش درآمد. به گفته ویکی پدیا ، مانینگ امیدوار بود که "محیط مردانه" نیروها در زمینه مسائل جنسیتی وی کمک کند. با این حال ، اواخر آوریل 2010 ، او عکسی را به یک سرپرست ارسال کرد که در آن لباس زنانه بود. به نظر می رسد که علی رغم روزی که در یک کمد او را با چاقو پیدا کرد و به جسمی به یک تحلیلگر اطلاعات دیگر حمله کرد ، اقدامات کمتری برای کمک به منینگ انجام شد. او را منهدم كرد و اسلحه خود را پس گرفت ، اما به نظر می رسد هیچ كمك روانشناسی ارائه نشده است.

همچنین به نظر می رسد که در این مدت ، منینگ شروع به دستیابی به افراد مختلف کرد تا تلاش کند خودش را به عنوان شخصی که اطلاعات را در ویکی لیکس در دست دارد ، افشا کند. این افراد شامل جاناتان اودل ، نویسنده همجنسگرا و اریک اشمیتل ، ریاضیدان اهل بوستون بودند. وی سپس با آدریان لامو ، یک هکر محکوم که در مجله Wired ظاهر شده بود ، در تماس بود. این مجموعه زنجیره ای از وقایع را که منجر به دستگیری منینگ کمتر از یک هفته بعد منجر شد.

عواقب بعدی

چلسی منینگ در کمتر از 20 دقیقه مکالمه با هکر آدریان لامو از طریق مسنجر فوری AOL به "سوت زدن" ویکی لیکس "اشاره کرد".

او آشکارا درباره نشتی های خود با لامو بحث و گفتگو کرد و به روابط خود با آسانژ اعتراف کرد. لامو در ابتدا گفت كه می تواند بحث را با عنوان "اعتراف یا مصاحبه (هرگز منتشر نشود)" ، و منینگ ، به نوبه خود ، به او گفت كه اطلاعاتی كه او فاش كرده است "معاملات عقب افتاده سیاسی ، تقریباً جنایی" است.

لامو دوباره به منینگ اطمینان داد كه هیچ یك از گفتگوهایشان "چاپ" نبود ، كه احتمالاً وی را به اندازه كافی راحت می كرد تا در مورد مسائل آشکار بحث كند. وی گفت که به "حمایت اخلاقی و عاطفی" احتیاج دارد و امیدوار است که اقدامات وی امیدوارانه موجب "بحث ، بحث و گفتگو در سراسر جهان" شود.

متأسفانه برای مانینگ ، لامو به سخنان او صادق نبود. پس از مشاوره دوستان ، یکی از آنها به نام تیموتی وبستر با اداره فرماندهی تحقیقات جنایی ارتش تماس گرفت. طی چهار روز از برقراری تماس چت با منینگ ، لامو با اف بی آی دیدار کرده بود و گزارش ها را تحویل می داد. او همچنین داستان را به مجله Wired داد.

منینگ در کویت دستگیر شد ، متهم شد و زندانی شد ، جایی که وی در ساعت خودکشی قرار گرفت. در ژوئیه همان سال ، وی به عنوان "حداکثر حضانت" با وضعیت "پیشگیری از جراحات" به پایگاه دریایی سپاه در شهر کوانتانو ، ویرجینیا منتقل شد ، که محدودیتهای قابل توجهی در هنگام اجازه خوابیدن و دسترسی به چه مواردی داشت. به.

در ماه های بعد ، مجموعه ای از وقایع و اختلافات باعث شد که مانینگ وضعیت کامل "ساعت خودکشی" را روشن و خاموش کند. هم عفو بین الملل و هم سازمان ملل متحد در مورد رفتار منینگ درخواست تجدید نظر كردند. در آوریل 2011 ، منینگ به یک زندان با امنیت متوسط ​​در کانزاس منتقل شد.

دادرسی مانینگ از 3 ژوئن 2013 آغاز شد. این اتهامات شامل جاسوسی و سرقت بود. منینگ با ادعای مقصر بودن در مورد چندین اتهام ، اظهار داشت كه قصد داشت اقدامات خود را برای "نشان دادن هزینه واقعی جنگ" انجام دهد.

چلسی منینگ عواقب

در نتیجه اظهارات گناهکار منینگ ، پرونده دادگاه به سرعت به محکومیت منتقل شد. از همان ابتدا ، قاضی قول داد كه 112 روز از حكم او را به دلیل حوادث آسیب زا كه در زمان بازداشت منینگ در ویرجینیا اتفاق افتاد ، كاهش دهد..

منینگ همچنین بخاطر "عواقب ناخواسته اعمال (ع) وی" عذرخواهی کرد ، و توسط یک روانشناس و روانپزشک که هر دو توضیحات مربوط به اقدامات خود را ارائه می دادند ، مورد حمایت قرار گرفت. در مورد شرایط تسکین دهنده ، از جمله جزئیات کودکی آشوب آور مانینگ ، نیز بحث شده است.

علی رغم این تلاش ها ، و ادعاهای گناهی مانینگ ، وی به 35 سال در پادگان های انضباطی ایالات متحده در کانزاس محکوم شد.

چلسی مانینگ در واقع در تاریخ 17 مه 2017 از زندان آزاد شد. رئیس جمهور اوباما پس از تجدید نظر و درخواست های مختلف برای آزادی ، موافقت كرد "حكم تعقیب" را صادر كند ، و آن را "بسیار نامتناسب" توصیف كرد در مقایسه با آنچه كه برای دیگر سؤال كنندگان صادر شده بود. دو ماه بعد ، منینگ توئیت کرد که "در ارتش نیست" ، اگرچه هنوز معلوم نیست که وی به طور نامحسوس مرخص شد.

شاید با کمال تعجب آور ، رئیس جمهور ترامپ با اوباما در مورد احکام مجازات منینگ اختلاف نظر داشته باشد. از او به عنوان "خائن ناسپاس" یاد می شود که "هرگز نباید آزاد می شد".

بنابراین یک بار دیگر قطبی شدن را مشاهده می کنیم که افراد در هنگام نشت اطلاعات ، اطلاعاتی را ایجاد می کنند. در حالی که برخی می گویند "خیانتکار" دیگران فکر می کنند "قهرمان" هستند. در مورد خاص چلسی منینگ ، درک این که او همیشه بدتر از یک روح آشفته با اهداف صحیح بود ، سخت است. اما افراد زیادی هرگز با آن نظر موافق نیستند.

بازگشت به بالا

دانیل السببرگ

دانیل السببرگ نیز مانند چلسی منینگ ، سكوت اقدامات آمریکا را در سناریوی زمان جنگ منفجر كرد ، این بار در مورد جنگ ویتنام. با وجود محاکمه در دادگاه ، السببرگ مردی آزاد ظاهر شد و همچنان از تلاش های ضد جنگ و تشویق سوت زدن حمایت می کند. در سالهای اخیر ، السببرگ طرفدار صوتی هم ادوارد اسنودن و هم چلسی منینگ بوده است.

دانیل السببرگسال های اول

دانیل السببرگ در ایلینویز متولد شد و در دیترویت بزرگ شد. او یک پیانیست با استعداد بود ، اما وقتی که یک فاجعه خانوادگی را تجربه کرد ، از سن 15 سالگی دست از بازی کشید. او پس از اینکه پدرش در خواب در چرخ شد ، مادر و خواهر خود را در یک تصادف رانندگی از دست داد.

السبرگ پس از اخذ بورس تحصیلی به دانشگاه هاروارد ، در آکادمی موفق شد. وی در سال 1952 در رشته اقتصاد فارغ التحصیل شد. سپس به مدت یك سال در دانشگاه كمبریج در یك بورس تحصیلی مشغول به تحصیل شد ، قبل از آنكه در دانشگاه فارغ التحصیل دانشگاهی در دانشگاه هاروارد قبل از حضور در تفنگداران دریایی ایالات متحده در سال 1954 بگذرد.

Ellsberg در سال 1957 بار دیگر به عنوان یار خردسال به دانشگاه هاروارد بازگشت و بعداً در سال 1962 دکترای اقتصاد را نیز در آنجا به دست آورد. پایان نامه وی که در مورد نحوه تصمیم گیری "تحت شرایط عدم اطمینان یا ابهام" است ، اثری پیشگامانه بود. به عنوان پارادوکس السبرگ شناخته می شود. این نه تنها پایه گفتمان را ایجاد كرد كه در دهههای بعد مورد مطالعه قرار گرفت ، بلكه به نظر می رسد در تصمیم بعدی وی برای افشای اطلاعات نیز نقش داشته است..

حرفه

بعد از ثبت نام با تفنگداران دریایی در سال 1954 ، السببرگ به سرعت موفقیت خود را در حرفه نظامی خود تجربه کرد. او به عنوان یک رهبر هلال و فرمانده شرکت کار می کرد ، و سه سال بعد ، دقیقاً قبل از بازگشت به هاروارد ، به هنگام ترخیص اولین ستوان بود.. دانیل السببر نظامی

کار بعدی السبرگ با شرکت RAND ، یک سازمان غیرانتفاعی بود که تا به امروز در حال فعالیت است. این شرکت در مورد نیروهای مسلح ایالات متحده و همچنین سایر ارگانهای دولتی تحقیق و مشاوره می کند. نقش السبرگ با RAND نقش یک تحلیلگر استراتژیک هسته ای بود.

پس از اتمام دوره دکترا در سال 1962 ، السبرگ به پنتاگون نقل مکان کرد و به عنوان دستیار معاون وزیر دفاع در امور امنیت بین المللی مشغول به کار شد. وی سپس دو سال برای وزارت امور خارجه در ویتنام جنوبی کار کرد. در بازگشت ، او نقش دیگری را با RAND به عهده گرفت. این کار او برای انجام این تکلیف بود که منجر به تبدیل وی به سوت زنی می شود. وزیر دفاع مک مونامارا خواستار مطالعه برخی از مقالات محرمانه مربوط به رفتار آمریکا در جنگ ویتنام شد. این مطالعه و مقالات مربوطه به زودی با عنوان The Pentagon Papers شناخته می شود.

هنوز مشخص نیست که آیا کار وی در این پروژه که مستقیماً منجر به افشای اطلاعات السبرگ شده است ، یا خیر ، اما سال بعد وی شروع به شرکت در اعتراضات ضد جنگ کرد. در یکی از این رویدادها ، السببرگ شاهد سخنرانی رندی کیلر ، پیش نویس مقاومت (شخصی بود که از انجام وظایف نظامی خودداری کرد).

در سخنرانی ، كلر از تمایل خود برای زندانی كردن و نه درگیر شدن در آنچه كه او "جنگ ناعادلانه" نامیده می شود صحبت كرد. (او) با رندی کیلر روبرو نشده بود که چنین اتفاقی برای او نمی افتاد. "

نشت

فشار اصلی کاغذهای پنتاگون این افشاگری بود که دولت آمریکا خیلی سریع فهمید که جنگ ویتنام غیرقابل توصیف است. روزنامه ها حاکی از آن بودند که دولت این واقعیت مهم را از سنا و عموم آمریکایی پنهان می کند. مقالات پنتاگون

این 1969 بود ، و السببرگ چیزهایی مانند پیام کوتاه و پیام فوری نداشت. اولین قدم وی در جهت سوت زدن ، کپی کردن اسناد پنتاگون اوراق بود.

چند سال می گذرد که افشاگری های السببرگ در رسانه ها ظاهر شد. به نظر می رسد که در ابتدا السببرگ بیشتر علاقه مند بود آنها را برای سنا نمایان کند. براساس ویکی پدیا ، البرگ با این هدف به سناتورهای مختلفی نزدیک شد ، از جمله جی ویلیام فولبرایت و جورج مک گاورن. السببرگ همچنین مشتاق ملاقات با افرادی بود که از او الهام گرفته بودند تا محرمانه را با دولت بشکند ، از جمله پیش نویس مقاومت رندی کلهر ، که در بالا به آنها اشاره شد..

اولین نشت بزرگ از 7000 مقاله ای که السبرگ کپی کرد ، در روز 13 ژوئن 1971 در روزنامه "تایمز" منتشر شد. روز بعد ، دادستان کل آمریكا دستور داد تا رسانه ها مجبور نشوند كه دیگر اطلاعات را چاپ كنند..

این دو زنجیره از وقایع آغاز شد. در مرحله اول ، Ellsberg اطلاعات را به "17 روزنامه دیگر با موفقیت سریع" منتشر کرد. ثانیا ، تایمز با این دستورالعمل برای انتشار نشر اطلاعات بیشتر ، چیزی را که آزادی مطبوعات و اولین اصلاحیه را زیر سوال می برد ، مبارزه کرد. این نبرد فقط بیش از دو هفته به طول انجامید ، اما در تاریخ 30 ژوئن ، دیوان عالی کشور حكم موقت شرط بندی را برداشته و حكم داد كه این روزنامه می تواند به انتشار خود ادامه دهد.

عواقب بعدی

در دوره پس از پرونده دادگاه عالی ، دولت دو استراتژی را علیه دانیل السببرگ دنبال کرد.

دولت فوراً از پیامدهای نشت آگاه شده بود. به نقل از هولیر هالدمن ، رئیس ستاد کاخ سفید با اشاره به دونالد رامسفلد اظهار داشت که افشاگری ها حاکی از آن است که "شما نمی توانید به دولت اعتماد کنید" و "شما نمی توانید به آنچه می گویند باور کنید."

به نظر می رسد پس از تلاش ناموفق برای جنجالی The Times ، اولین استراتژی هدف از بی اعتبار کردن السبرگ بوده است. چند ماه پس از انتشار اولیه اسناد ، در دفتر مطب روانپزشک اِلسبورگ اتفاق افتاد - که اکنون به عنوان "عمل مخفی" توصیف شده است. با این وجود ، تلاش برای بی اعتبار کردن السبرگ بر اساس وضعیت روحی وی با شکست مواجه شد ، وقتی پرونده وی هیچ چیز غیرقابل فاش نکرد.

با کمال تعجب ، همچنین تلاش برای مجازات الاسبرگ از طریق مجاری قانونی صورت گرفت. با پایان نبرد دیوان عالی کشور ، که به پایان رسید با انتشار مجله مقالات تایمز ، السبرگ گناه خود را پذیرفته بود ، اظهار داشت:

وی گفت: "من احساس کردم که به عنوان یک شهروند آمریکایی ، به عنوان یک شهروند مسئول ، دیگر نمی توانم در پنهان کردن این اطلاعات از سوی مردم آمریکا همکاری کنم. من این کار را به وضوح با خطر خودم انجام دادم و آماده هستم تا به تمام پیامدهای این تصمیم پاسخ دهم. "

این دادگاه تا سال 1973 صورت نگرفت ، و استراتژی اولیه السبرگ این بود كه استدلال می كند كه طبقه بندی اسناد خود غیرقانونی است و قصد داشت نه اطلاعاتی را از طرف مردم مخفی كند. این استدلال رد شد و باعث شد که السببرگ نتواند دفاع از دفاع خود را مطرح کند.

با این حال ، در دادگاه ، تلاش برای بی اعتبار کردن السبرگ به نتیجه رسید. همراه با شواهد اضافی مبنی بر اینکه السبرگ به طور غیرقانونی از زندان بسته شد ، این منجر به رد اتهامات شد. (از قضا ، در اثر وقفه در مطب روانپزشك ، چند تن از مقامات دولتی وابسته به كار شغل خود را از دست دادند و بعداً به دلیل درگیری در رسوایی واترگیت محكومیت هایی را بدست آوردند ، كه قبلاً نیز مورد بحث قرار گرفت)).

بنابراین ، السببرگ مرد آزاد بود.

از زمان رسوایی ، السببرگ همچنان در صدر جامعه سوت زدن قرار گرفته و درگیر کمپین های مختلف سیاسی فعالیت شده است. دیدگاه های وی منجر به دستگیری وی در اعتراضات بیش از یک بار شده است. وی از زمان دادگاه تأكید كرده است كه "عموم مردم هر روز توسط رئیس جمهور ، توسط سخنگویان وی (و) توسط افسران وی دروغ گفته می شوند." دانیل السببر امروز

ابتکار عمل الاسبرگ درگیر اعتراضات در مورد نقش جورج بوش در جنگ عراق و علیه بازداشت سوت منصور چلسی منینگ است. Ellsberg هوادار صوتی سایر سوت های سرکش از جمله منینگ ، ادوارد اسنودن و سیبل ادموندز است. وی همچنین به نفع وب سایت ها و فناوری هایی که از شرکت کنندگان پشتیبانی می کنند ، از جمله شبکه ناشناس Tor و WikiLeaks صحبت می کند. وی از جمله سایر اعطای جوایز ، جایزه صلح گاندی را برای ارتقاء صلح پایدار دریافت کرده است.

در سن 86 سالگی (در زمان نگارش) ، السببرگ کسی است که همچنان به اصول خود پایبند است. رهبر صلح بعدی که در اینجا فعال است ، مردخای وانونو ، یکی از فعالان صلح ، که از طرف السببرگ به شدت پشتیبانی می شود ، او را به عنوان "قهرمان برجسته دوره هسته ای" توصیف می کند.

بازگشت به بالا

مردخای وانونو

سوت زدن سردخان ونونو در مورد برنامه هسته ای اسرائیل عناوین اصلی را در روزنامه ساندی تایمز ایجاد کرد. دستگیری و بازداشت وی مستلزم عملیاتی پیچیده و عظیم است که در یک فیلم جاسوسی بلوک بلاست جایگاهی ندارد. در حالی که اکنون تعداد زیادی از سؤالات ما با محدودیت هایی در حرکت خود روبرو هستند ، به نظر می رسد اقدامات وانانو بیش از بیشتر زندگی روزمره وی را تحت تأثیر قرار می دهد.

مردخای وانونوسال های اول

مردچای وانونو (همچنین به جان جان کراسمن معروف است) در سال 1954 در مراکش متولد شد ، دومین گروه بزرگ از خواهران و برادران. او با كمتر از 10 برادر و خواهر در محله یهودیان شهر زندگی می كرد.

وقتی وونونو هشت ساله بود ، ضد ستیزی در مراکش شایع شد. خانواده وی قبل از مسافرت با قایق به اردوگاهی در فرانسه گریختند که قبل از سفر با قایق به اسکان در بیرسبه اسرائیل رفت. پدر وانونو ، شلمو ، فروشگاهی از فروشگاه های مواد غذایی در این شهر را تأسیس کرد ، که قبلاً یکی از آنها در مراکش صاحب آن بود. پدر او همچنین دین یهود را مورد مطالعه قرار می داد و به عنوان خاخام منطقه نیز دیده می شد.

وانونو قبل از انتقال به مدت کوتاهی به یک مدرسه ابتدایی مذهبی در شهر رفت و به یک مدرسه یهودی یشویا رفت. والدین وی سپس وی را به دبیرستان یشیوات اوه شلمو ، موسسه صهیونیستی منتقل کردند. ونونو بعداً اظهار داشت كه در زمان مدرسه خود بود كه وی تصمیم گرفت "خود را از دین یهود جدا كند.".

سرباز وظیفه منجر به پیوستن وانونو به نیروهای دفاعی اسرائیل در سال 1971 شد. پس از عدم موفقیت در امتحان خلبان ، وی در سربازان مهندسی رزمی شد. در عرض دو سال ، او صفوف را به مقام گروهبان-سرگرد کار کرد.

پس از خدمت در جنگ یوم کیپور در سال 1973 ، یک سال بعد به وانونو به عنوان یک سرباز نقش دائمی پیدا شد. وی نپذیرفت و پس از مرخصی افتخارآمیز ، تحصیل خود را با تحصیل در دانشگاهی در تل آویو به اتمام رساند. پس از این او در یک رشته فیزیک در دانشگاه ثبت نام کرد ، اما پس از ناکامی در امتحانات سال اول کنار رفت. گزارش ها حاکی از آن است که وی سعی در تعادل مطالعه با نیاز به کار تمام وقت برای پرداخت هزینه آن داشته است.

حرفه

پس از ترك دانشگاه ، وانونو بازگشت به سمت بیرسبه. مطابق با ورود ویکی پدیا ، در یک سری کارهای عجیب و غریب کار کرد.

ونونو پس از عدم تأمین شغلی که با سرویسهای امنیتی اسرائیل درخواست کرده بود ، به مرکز تحقیقات هسته ای Negev ، تاسیساتی که تسلیحات هسته ای را ابداع و ساخته است ، تقاضا کرد. روند کار استخدام مزخرف کننده بود و شامل مصاحبه ها ، بررسی های بهداشتی و آموزش های گسترده بود. پس از اتمام این کار ، وانونو موظف شد توافق نامه رازداری را امضا کند ، و موافقت کند که به هیچ کشور کمونیستی یا عربی سفر نکند. یک سال پس از شروع کار ، او نقش مدیر Shift را بر عهده گرفت. مرکز تحقیقات هسته ای Negev

به موازات فعالیت خود در تأسیسات هسته ای ، وانانو تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه بن گوریون در Negev ، Beersheba از سر گرفت ، جایی که او تحصیل در اقتصاد و فلسفه یونانی.

در سال 1980 ، وانانو اولین بار از چندین سفر خارج از کشور را آغاز کرد و به کوله پشتی در اروپا رفت. مکانهایی که وی بازدید کرد شامل لندن ، آلمان ، هلند ، اسکاندیناوی و جزایر یونان بود. چند سال بعد ، وی به مدت سه ماه در اطراف ایالات متحده و کانادا سفر کرد و از طریق فرودگاه شانون در ایرلند به هم وصل شد. این سفر نزدیک بود که او را با مشکلی در کارفرمای خود مواجه کنیم ، که فقط به کارمندان اجازه می داد پرواز مستقیم به ایالات متحده آمریکا داشته باشند تا از خطر ربودن در امان بمانند. با این حال ، هیچ اقدام انضباطی علیه Vananu در این مرحله انجام نشده است.

از حدود سال 1982 ، وانانو شروع به آواز خواندن نظرات سیاسی خود کرد. هنگامی که وی در سال 1982 به جنگ لبنان اعزام شد ، وی از کار در این زمینه خودداری کرد و به جای آن در آشپزخانه ها کار کرد. چند سال بعد ، وی با تعدادی از دانشجویان عرب در دانشگاه دوست شد و در یک گروه چپ به نام "پردیس" شرکت کرد ، و گروه دیگری به نام "جنبش پیشرفت صلح" نامگذاری شد. به عنوان "رادیکال" مورد توجه قرار گرفت. در این زمان دیدگاه های وی به طور فزاینده ای "طرفدار عرب" و "ضد یهودی" در نظر گرفته می شد.

نگرش سیاسی وی در محل کار نیز مورد توجه قرار گرفت و در مورد نظرات وی چندین بار با او صحبت شد.

1985 برای مردخای وانونو سال بزرگی بود. او فارغ التحصیل دانشگاه و دارای مدرک فلسفه و جغرافیا است. براساس گزارش ها ، وی همچنین در این زمان به حزب کمونیست اسرائیل پیوست. وی همچنین در کنار بسیاری از کارگران دیگر از کار خود مرخص شد. وی پس از آنكه اتحادیه كارگری موفق به مخالفت با عزل وی شد ، با بازپرداخت كوتاهی به وی اعطا شد ، اما پس از آن در همان سال استعفا داد و با بدست آوردن یك بسته اضافی و پرداخت جدائی.

در بین اخراج اولیه وانانو و استعفا متعاقب او بود که او مخفیانه در مرکز تحقیقات هسته ای نگوا عکس گرفت. اینها اساس سوت زدن های بعدی وانانو و اتفاقاتی که در پی داشت تشکیل می دهند.

نشت

وانانو پس از ترک شغل خود در مرکز تحقیقات ، به سفرهای جهانی خود ادامه داد. او ابتدا به همراه دوست دختر آمریکایی خود به اسرائیل سفر کرد و سپس از آنجا به یونان ، تایلند ، برمه ، ماندالی و نپال سفر کرد. وی در عوض پس از مسافرت به اطراف اتحاد جماهیر شوروی ، به استرالیا رفت و در آنجا مجوز تاکسی گرفت و در سال 1986 مستقر شد. نشت آرسنال Isreal Nuclear Leak

عکس هایی که وانانو به همراه دانش خود در مورد کار در این مرکز به دست آورد ، بر استراتژی و توانایی های هسته ای اسرائیل تأثیر می گذارد. پس از تجزیه و تحلیل این اطلاعات ، پیشنهاد می شود که اسرائیل پلوتونیوم کافی برای ساختن "حدود 150 سلاح هسته ای" تولید کرده است.

این روزنامه نگار کلمبیایی به نام اسکار گوئرو بود که گفته می شود وانانو را ترغیب به فاش کردن اطلاعات خود کرد. وانانو با او در استرالیا ملاقات کرد و گوئررو پیشنهاد کرد که می تواند $ 1 میلیون دلار از این داستان داشته باشد. گوئرو روزنامه ساندی تایمز را با Vananu در تماس قرار داد. آنها با وی مصاحبه كردند و سپس در مورد بررسی واقعیت ، ماجرا را بررسی كردند. وانانو برای دیدار با آنها به لندن سفر کرد و روزنامه اسکان وی را ترتیب داد.

ادعا می شود که پیش از سفر وانانو به لندن ، او به طور موقت با اسکار گوئرو دو برابر شده بود. اعتقاد بر این است که گوررو با کنسولگری اسرائیل تماس گرفته است و به آنها کمک می کند تا "خیانتکار" را بدست آورند. این امر زنجیره ای از وقایع را در پی داشت که منجر به دستگیری نهایی وانانو شود. برادر وانانو در بیرسبه در 7 سپتامبر 1986 توسط سرویس امنیتی اسرائیل ، شین بت ، سؤال شد - سه روز قبل از سفر وانانو به انگلستان و عکس ها و داستان کامل را برای مطبوعات فاش کرد..

به نظر می رسد روشن است که وانانو می دانست که مقامات روی دم او هستند. او چندین بار در حالی که داستانش برای انتشار آماده شده بود ، مکان را جابجا کرد. در همین حال ، روزنامه ساندی تایمز این فرصت را به اسرائیل داد تا بتواند داستان خود را به نمایش بگذارد ، این بدان معناست كه اسرائیل این فرصت را داشت كه عكس هایی را كه وانانو به اشتراک گذاشته است ، به دلیل نقض توافق نامه عدم افشای خود ، ببیند. در حالی که این اتفاق می افتاد ، اسکار گوئرو با نزدیک شدن به آینه یکشنبه و فروش داستان به آنها ، تلاش آشکار خود را برای سود هرچه بیشتر از داستان ادامه داد..

در حالی که این یک عملیات پنهانی بود و یکی از این موارد برای ایجاد اختلال در روابط دیپلماتیک بین انگلستان و اسرائیل نبود ، مشخص است که این دومین قرار است وانانو را دستگیر کرده و وی را به اسرائیل بازگردانند. طی دو ماه ، دولت اسرائیل در این هدف موفق بود. اما قبل از اینكه كشور به تصرف وانانو بپردازد ، روزنامه ساندی تایمز پیش رفت و داستان خود را چاپ كرد ، كه نتیجه گرفت اسرائیل بیش از 100 كلاهك هسته ای را تولید كرده است.

عواقب بعدی

این یک عملیات کلاسیک "دام شیرین" بود که وانانو را به مقامات اسرائیلی تحویل داد. چریل بنتوف ، یک عامل اسرائیلی ، او را اغوا کرد و ترتیب داد تا با او به ایتالیا سفر کند. با این حال ، این یک دزدگیر برای گرفتن وانانو بود. در نقشه ای که به ارزش یک فیلم جیمز باند ، شامل ارتباطات متوقف شده و یک کشتی تجاری پنهان ، وانانو در هنگام ورود به ایتالیا ، مواد مخدر مسدود شد. وی پس از انتقال به قایق کوچکتر در ساحل اسرائیل ، از طریق دریا به اسرائیل منتقل شد. تا ماه نوامبر ، اسرائیل این واقعیت را منتشر کرد که آنها Vananu را بازداشت کرده اند.

پرونده وانانو در 30 آگوست 1987 محاکمه شد. وی با اتهامات زیادی از جمله جمع آوری اطلاعات طبقه بندی شده ، خیانت و جاسوسی تشدید روبرو شد. در پایان دادگاه ، وانانو ادعا كرد كه دست به اعتصاب غذا زد و همچنین چندین فرجام ادعایی را رد كرد.

پس از یک محاکمه حادثه انگیز و بحث برانگیز ، واوانو به 18 سال زندان محکوم شد ، از جمله زمان "خدمت" از زمان ربودن وی از ایتالیا. جزئیات این محاکمه برای سالهای متمادی تحریم شده بود ، با "عصاره سانسور شده" که در سال 1999 منتشر شد.

در سال 1989 وانانو حكم خود را در دیوان عالی كشور تجدید نظر كرد. این درخواست همانند درخواست دیگر برای "شرایط بهتر زندان" رد شد. "وانانو گزارش داد بیش از 11 سال از زمان زندان خود را در سلولهای انفرادی گذراند. وانانو همچنین در حین زندان تلاش کرد که تابعیت اسرائیلی خود را باطل کند.

اگرچه وانانو در سال 2004 از زندان آزاد شد ، وی تا به امروز کاملاً "محصور" مانده و در کلیسای جامع سنت جورج اورشلیم زندگی می کند. وی محدودیت هایی را در مورد رفتارهای دادگاه اعمال کرده است که مهمترین آنها مجاز به ترک اسرائیل یا رفتن به 550 متری فرودگاه یا گذرگاه مرزی نیست.. مردخای ونونو در کلیسای جامع سنت ژرژ

در ورودی طولانی ویکی پدیا وانانو ، اطلاعات بیشماری از درخواست ها برای پایان دادن به محدودیت هایی که وی در حرکت خود با آن روبرو است وجود دارد. وانانو همچنین در نروژ و سوئد درخواست پناهندگی کرده است - برنامه هایی که تا به امروز مسدود شده اند. از زمان آزادی اولیه ، وی در موارد متعدد به دلیل نقض شرایط آزادی وی دستگیر شده است. وی در سال 2010 به مدت زمان اضافی در زندان به سر برد.

بخش ویکی پدیا مربوط به "جوایز و افتخارات" وانانو تقریباً تا زمانی که این بخش به شرح کلیه معاملات وی با پلیس از زمان انتشار 2004 در وی می پردازد. وی نامزدهای بی شماری را برای دریافت جایزه صلح نوبل دریافت کرده است ، و جوایز از جمله جایزه LennonOno Grant for Peace ، مدال کارل فون اوسیتسکی در سال 2010 ، صادر شده توسط اتحادیه بین المللی برای حقوق بشر و تقدیر از بنیاد صلح را آموزش می دهد. عفو بین الملل همچنین در سال 2010 قدم برداشت ، و قصد آنها را در صورت بازداشت مجدد وی "زندانی وجدان" اعلام کرد..

با این حال ، در زمان نوشتن ، به نظر می رسد Vananu هنوز به دور از آزادی است. وی هم اکنون در حال تحمل حكم تعلیقی است و درخواست ها برای رفع محدودیت های وی همچنان رد می شود. بدون شک Vananu به عنوان یک قهرمان توسط جامعه صلح دیده می شود ، اما به نظر می رسد که افراد زیادی وجود دارند که همچنان او را با یک نگاه مخالف قطبی ادامه می دهند.

بازگشت به بالا

کولن روولی

در حالی که نام کولن رولی به اسم اسنودن یا آسانژ مشهور نیست ، رولی یک سوت زن مهم اخیر است. بسیاری استدلال می كنند كه اطلاعاتی كه وی فاش می كند ، دلالت بر حملات یازده سپتامبر در نیویورك داشت كه می توان از آن جلوگیری كرد یا حداقل در شدت آن كاهش یافت. روولی تا امروز یک فعال متعهد باقی مانده و در سال 2002 توسط مجله تایم جایزه "شخص سال" دریافت کرد.

کولن روولیسال های اول

در مقایسه با برخی از سؤال کنندگان دیگر که در اینجا مورد بحث قرار گرفته ، زندگی اولیه کولن روولی سنتی و سر راست بود. وی در سال 1954 در پایگاه نظامی ایالات متحده در ویرجینیا متولد شد و در نیو همپتون آیووا به همراه چهار خواهر و برادر بزرگ شد. خانواده وی به عنوان "نزدیك" توصیف شده اند ، و گفته می شود كه خود رولی "از سالهای جوانی" كمال گرایی با اراده و با استعداد آكادمیكی بوده است ".

گزارش ها حاکی از آن است که رولی بعد از اینکه هوادار نمایش های جاسوسی همچون The Man از U.N.C.L.E بود ، از سن جوانی دوست داشت برای خدمات امنیتی کار کند. در آن زمان ، یک اعلامیه FBI ظاهراً اظهار داشت که "چنین چیزی" به عنوان عامل زن اف بی آی وجود ندارد.

رولی پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان خود در سال 1973 ، به کالج Wartburg در Waverly ، آیووا رفت ، جایی که گفته می شود وی پس از فارغ التحصیلی برای بورس تحصیلی انصراف داده است. پس از اخذ مدرک افتخاری به زبان فرانسوی ، وی به تحصیل حقوق ادامه داد و در سال 1980 در آیووا در نوار کنکور گذراند.

حرفه

رولی پس از گذر از نوار در سال 1980 ، آرزوی کودکی خود را در سال بعد متوجه شد که به عنوان نماینده ویژه به FBI پیوست. او قبل از انتقال به یک دفتر میدانی در نیویورک ، چند سال اول در منطقه می سی سی پی کار کرد. در آنجا ، وی در زمینه جرایم سازمان یافته تخصص یافت. وی همچنین در پاریس ، مونترال و جاهای دیگر به انجام وظایف میدانی پرداخت.

ارسال بعدی وی دفتر میدانی FBI در مینیاپولیس بود ، جایی که وی به عنوان مشاور رئیس بخش کار می کرد. او قانون را به افسران و کارگزاران تدریس می کرد و مسئولیت یک سلسله برنامه های دولتی از جمله آزادی اطلاعات ، دسترسی به جامعه و سرقت دارایی را بر عهده داشت.. FBI 9-11

دفتر میدانی مینیاپولیس FBI بعداً درگیر تحقیقات مظنون به تروریست زکریا موسوی شد. در زمان نگارش ، موسوی به دلیل ایفای نقش در حملات تروریستی 11 سپتامبر در مرکز تجارت جهانی ، در حال گذراندن شش مجازات اعدام است..

معلوم نیست که آیا موسوی قرار بود به اصطلاح "هواپیماربای بیستم" باشد ، اما او قبلاً در مینیاپولیس دستگیر شده بود و قبل از وقایع 11 سپتامبر ، در مورد چنین توطئه های تروریستی سؤال شده بود ، پس از اینکه پرچم هایی بر روی او در دوره های آموزش پرواز پخش شد.

سوت زدن کارولن رولی در واقع همه چیز در مورد نحوه FBI به ظاهر پاسخ نداد به اطلاعات جمع آوری شده از تحقیقات در مورد موسوی در مینیاپولیس به اندازه کافی پاسخ داد. او به همراه سایر عوامل ، اظهار داشت كه وی از چگونگی استفاده از اطلاعات "ناامید" شده و احساس می كند كه آمریكا خود را در معرض "آدم ربایی انتحاری" قرار داده است.

پس از بازنشستگی خود از FBI در سال 2004 ، رولی برای حضور در مجلس نمایندگان زیر پرچم حزب دموکراتیک-کشاورز مینسوتا کار کرد. وی پس از تلاش برای جمع آوری بودجه برای مبارزات انتخاباتی خود ، توسط جان كلین ، نامزد فعلی جمهوریخواه مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

نشت

"نشت" بحث برانگیز كولن روولی در حدود یك یادداشت 13 صفحه ای است - یادداشتی كه وی قبل از حضور در جلسات كمیته كنگره در پی حملات آماده كرده است.

مهمترین مسئله این واقعیت بود که FBI در مینیاپولیس حکم جستجوی رایانه Zacarias موسوی را در حالی که او را در بازداشت به سر می برد ، رد شد. رولی در یادداشت خود اظهار داشت که "آنها می توانند خوش شانس باشند و یک یا دو نفر دیگر از تروریست ها را در تمرین پرواز کشف کنند" و "حداقل برخی احتمال وجود دارد که (آنها می توانستند) حملات 11 سپتامبر و نتیجه آن را محدود کنند. از دست دادن زندگی." کولن روولی نشت

آگاه از آنچه او به طور بالقوه می گوید ، روولی درخواستی برای حمایت از سوت های فدرال فدرال به پایان یادداشت خود اضافه کرد.

کپی های یادداشت به دو عضو کمیته اطلاعات سنا و دیگری به رابرت مولر ، رئیس FBI تحویل داده شد. این یادداشت برای رسانه‌ها فاش شد.

رولی بعداً به كمسیون 11 سپتامبر شهادت داد و این آژانس را به دلیل "سازمان ناخوشایند - ناشی از سازماندهی داخلی آن و سوء استفاده از اطلاعات مربوط به حملات" متهم كرد. "مجله تایم بعداً گفت كه" وی اف بی آی و دولت را مجبور كرد كه با نارسایی های خود مقابله كنند. مستقیم و عمومی. "

یک سال پس از تحقیقات کمیسیون ، رولی بیشتر با انتقاد از اف بی آی ، در نامه ای سرگشاده گفت "دفتر آماده نیست برای مقابله با حملات جدید تروریستی." چند ماه بعد ، وی سمت خود را در بخش حقوقی واگذار کرد و خدمت کرد. به طور خلاصه قبل از بازنشستگی در سال 2004 ، یک بار دیگر به عنوان نماینده ویژه.

عواقب بعدی

به لطف اینكه افشاگری های رولی نسبتاً آشكار شده است ، او هیچ هزینه ای را برای سوت زدن وی پرداخت نمی كند ، و نه به عنوان خائن قلمداد می شود. وی در سال 2002 به عنوان "شخص سال" مجله تایم ، و همچنین جایزه سام آدامز به دلیل "صداقت و اخلاق" وی اهدا شد. کولن روولی عواقب بعدی

در زمان نگارش ، کولن روولی نویسنده ، وبلاگ نویس و فعال است. او مشغول صحبت کردن است و چندین بار در دانشگاه سخنرانی کرده است. وی در حال حاضر به همراه همسر خود در مینسوتا زندگی می کند و چهار فرزند دارد.

بازگشت به بالا

مارک ویتاکر

سوت زدن مارک ویتاکر به جای دنیای دولت و ارتش بر دنیای شرکتها متمرکز شده است. افشاگری های وی در مورد تعیین قیمت در صنعت خوراک دام ، کارتل هایی را در بر داشت که کره زمین را در بر می گرفت. داستان Whitacre به خصوص جالب توجه است ، زیرا سوت زدن او همزمان شد که شخصاً در معرض کلاهبرداری و اختلاس قرار گرفت.

مارک ویتاکرسال های اول

مارك ويتاكرا در سال 1957 به دنيا آمد. او در دهكده كوچكي به نام مورو در وارن بزرگ شد. او در سال 1979 با "دلبر دبیرستانی" ، زنجبیل گیلبرت ، ازدواج کرد و آنها سه فرزند دارند.

ویتاکر در دانشگاه اوهایو شرکت کرد و در آنجا لیسانس و کارشناسی ارشد را گذراند. وی همچنین دارای مدرک دکترا در بیوشیمی تغذیه ای است که در سال 1983 در دانشگاه کرنل به دست آورد.

پس از فارغ التحصیلی ، او به عنوان یک دانشمند با رالستون پورینا ، یک شرکت غذای حیوانات اهلی که از آن زمان توسط Nestlé به دست آورد ، نقش ایفا کرد و اکنون به عنوان Nestlé Purina PetCare شناخته می شود..

حرفه

پس از کار برای رالستون پورینا ، مارک ویتاکر در نقش معاون رئیس جمهور Digussa ، یک شرکت شیمیایی ویژه.

پس از پنج سال به شرکت Archer Daniels Midland (ADM) نقل مکان کرد ، جایی که در ابتدا به عنوان رئیس بخش BioProducts استخدام شد. ADM یک شرکت بزرگ پردازش مواد غذایی است که بیش از 30،000 کارمند دارد و درآمد آن بالغ بر 60 میلیارد دلار است. در مدت سه سال ، ویتاکر علاوه بر حفظ نقش اصلی خود ، به عنوان معاون رئیس شرکت نیز ساخته شد. آرم ADM

در زمان Whitacre در ADM بود که وی با توجه به رسوایی عظیم رفع قیمت.

ویتاکر اخراج شد وقتی نقش وی به عنوان سوت سوت فاش شد. وی سپس در سال 1998 ، هنگامی که به جرم کلاهبرداری در زندان به سر برد ، برای فناوری های سلامت آینده (بعداً Biomar International) کار کرد ، زیرا در زندان به اتهام کلاهبرداری درآمد..

در زمان نوشتن ، مارک ویتاچر مدیر عامل شرکت Cypress Systems Inc یک شرکت زیست فناوری است که به شدت در تحقیقات سرطان درگیر است.

نشت

مارک ویتاکر به صورت آنلاین به عنوان "بالاترین مقام اجرایی یک شرکت Fortune 500 در تاریخ ایالات متحده برای تبدیل شدن به سوت زدن از بادبزن" توصیف می شود. داستان او موضوع کتاب و یک فیلم در سال 2009 با بازی با مت دیمون بوده است..

رسوایی Whitacre درگیر توطئه عظیم رفع قیمت در مورد هزینه لیزین ، یک افزودنی گسترده برای خوراک دام بود. پیشنهاد می کند که این همسر ویتاکر بود که او را در مسیر سوت زدن قرار داد ، پس از اینكه وی اظهار داشت كه وی به FBI اطلاع می دهد كه چه اتفاقی می افتد اگر نباشد. Mark Whitacre Leaks

پنج شرکت در کارتل تعیین کننده قیمت از جمله ADM و سایرین در ژاپن و کره شرکت داشتند.

Whitacre به طور مستقیم با FBI برای جمع آوری اطلاعاتی که در نهایت منجر به شکستن کارتل می شود ، به همراه دادرسی موفقیت آمیز این شرکت که 100 میلیون دلار جریمه نقدی نیز پرداخت کرده ، کار کرده است. به لطف خواستگاری با کلاس و پرونده های پیگیری در سایر کشورها ، کل ADM مجبور به پرداخت هزینه های قابل توجهی بیشتر بود ، در حالی که یک اقدام طبقاتی به تنهایی 400 میلیون دلار هزینه دارد. علاوه بر این ، چندین مدیر ارشد ADM به زندان فدرال فرستاده شدند.

با کمال تعجب ، واضح است که ویتاچر درگیر فعالیت مجرمانه خود بوده است ، اتفاقی که وی سرانجام به روابط خود با اف بی آی اعتراف کرد. وی اعتراف کرد که درگیر پولشویی ، اختلاس و ضربات کیک شده است. برخی از این فعالیتهای جنایی همزمان با ویتاکر به عنوان یک خبرچین FBI کار می کردند.

ویتاکر خود را گناهکار اعلام کرد و به جرم فرار مالیاتی ، کلاهبرداری و اختلاس کمی کمتر از 10 میلیون دلار محکوم شد. وی به ده سال و نیم زندان محكوم شد - به مراتب طولانی تر از مجازات محكوم شده برای كسانی كه وی در مورد آنها مطلع بود - و هشت و نیمی از آن سال ها را به سر برد..

عواقب بعدی

رسوایی محکومیت ویتاکر به نوعی به تحت الشعاع قرار دادن کار خود به عنوان سوت شرکت کننده شرکت رفت ، حتی اگر برخی از مقامات تمام تلاش خود را برای کاهش حکم وی انجام دادند.

کتابی به نام "خبره" از کورت آیخنوالد ، که بعداً در یک فیلم اقتباسی شد ، ویتاکر را به عنوان شخصی معرفی کرد که با آشکار شدن اوضاع ، به طور فزاینده ای ناپایدار می شد. این نویسنده همچنین اظهار داشت كه وی احساس می كند كه حكم ویتاكر برای تقلب "بیش از حد" است ، به ویژه با توجه به سطح همکاری وی با پرونده رفع قیمت. فیلم خبره

با کمال تعجب ، گمانه زنی هایی وجود دارد مبنی بر اینکه ADM نقشی در شدت جمله ی Whitacre دارد. یک نظریه این است که او فقط به دلیل اینکه کشف شد که وی به عنوان یک خبرچین مشغول به کار است ، به FBI گزارش شد. وکیل جیمز بی لیبر ، که كتابی در این باره نوشت ، در مورد اینكه دولت "مارك ویتاچر بعدی را پس از سؤالكنندگان احتمالی مشاهده كند كه چگونه با ویتاكر رفتار می شود" به دست می آید ، تأكید می كند.

بسیاری از مردم علیه محکومیت و مجازات بعدی ویتاکر صحبت کرده اند. سرپرست FBI که مسئولیت رسیدگی به پرونده قیمت گذاری را بر عهده داشت ، گفت: "پرونده کلاهبرداری ویتاکر نسبت به پرونده ADM بسیار کوچک بود" ، و در ادامه وی را به عنوان "قهرمان ملی" توصیف کرد. همچنین پس از محکومیت وی تلاش های زیادی برای عفو وی صورت گرفت..

با این حال ، این که آیا از آن به عنوان "قهرمان ملی" یاد می شود بیش از هشت سال در زندان فدرال بازپرداخت کافی است ، سوالی است که فقط خود مارک ویتاکر می توانست به آن پاسخ دهد..

بازگشت به بالا

جفری ویگاند

نشت جفری ویگاند در مورد فعالیت های "تنباکو بزرگ" چشم جهان را به سمت تاریک واقعی شرکت های آمریکایی باز کرد. از آنجایی که آشکارا درمورد شیوه هایی که به آن اعتراض کرده اید ، اطلاعاتی را افشا کرد ، وی همچنان در مورد علت خود صادق است. وی همچنان به همکاری با سازمانهایی می پردازد که کودکان را از استفاده از دخانیات منع می کند.

جفری ویگاندسال های اول

یکی از پنج فرزند ، جفری ویگند در سال 1942 در نیویورک به دنیا آمد. پدر وی به عنوان مهندس مکانیک کار می کرد و خانواده وی را "کاتولیک فداکارانه" توصیف می کردند ، با پدر و مادرش گفته می شد "انضباطی سختگیر" هستند.

در طی دوران نوجوانی ویگاند ، خانواده از شهر داخلی بیرون آمدند تا در نیویورک قدم بزنند. خانه جدید آنها Pleasant Valley بود ، در نزدیکی Poughkeepsie ، جایی که ویگاند برای ادامه تحصیل در کالج جامعه Dutchess. در این مدت وی همچنین به عنوان پرستار نیمه وقت در یک بیمارستان در نزدیکی مشغول به کار بود.

پس از گذشت تنها یک سال از تحصیل در دانشگاه ، ویگان از کار خود خارج شد ، حرکتی که برادرش با عنوان "شورشی برای فرار" توصیف کرد. ویگاند به نیروی هوایی ایالات متحده پیوست و در ابتدا در میساوا ، ژاپن مستقر شد. وی همچنین در سال 1963 مدت کوتاهی را در ویتنام گذراند ، اما درگیر درگیری های فعال در آنجا نشد.

ویگان پس از گذشت زمان حضور در نیروها به آموزش و پرورش بازگشت. وی در دانشگاه بوفالو تحصیل کرد و در آنجا لیسانس و دکترای بیوشیمی را گرفت.

ویگاند در تمام دوران ابتدایی زندگی خود ، از تمرینات بدنی و ورزش های رزمی نشان داد. در حالی که در کالج جامعه بود ، وی تیم صلیب کراس کراس را برعهده گرفت و در زمان حضور در ژاپن ، به کمربند سیاه جودو تعلق گرفت. وی بعداً هنگام تحصیل در دانشگاه ، همسر خود را در کلاس جودو دید. آنها بعداً هنگامی که ویگاند در خارج از کشور مشغول کار بود ، وقتی به تنهایی به آمریکا بازگشتند ، طلاق می گیرند.

حرفه

ویگان پس از تحصیلات تکمیلی ، در صنعت مراقبت های بهداشتی نقش های مختلفی را ایفا کرد. وی در شرکت Boehringer Mannheim ، Pfizer و Union Carbide کار کرد. نقش دوم او را در ژاپن برگرداند و در آنجا کار کرد تا تجهیزات پزشکی را از طریق کارآزمایی بالینی انجام دهد. براون و ویلیامسون تنباکو

ویگان در اوایل دهه 80 به ایالات متحده بازگشت و با جانسون و جانسون نقش ایفا کرد (به عنوان یک یادداشت جانبی ، همسر دوم وی نماینده فروش این شرکت بود). وی سپس معاون رئیس جمهور ارشد در Technicon شد ، و رئیس شرکت Biosonics ، یک شرکت کوچکتر در ساخت تجهیزات پزشکی بود.

در سال 1989 ، ویگان وظیفه معاون تحقیق و توسعه رئیس جمهور در براون را به عهده گرفت & ویلیامسون ، شرکتی است که محصولات توتون و تنباکو تولید می کند. طبق ویکی پدیا ، این شرکت روی "تولید سیگارهای کم خطر" کار کرده است.

این کار ویگاند در براون و ویلیامسون بود که منجر به تبدیل شدن او به یک سوت زنی با مشخصات بالا می شود. وی در سال 1993 از این شرکت اخراج شد ، چیزی که او می گوید به دلیل آگاهی از او اتفاق افتاده است و با اعتراض به این واقعیت که "مدیران آگاهانه افزودن افزودنی ها به سیگارهای خود را که به عنوان سرطان زا و یا اعتیاد آور شناخته شده بودند تأیید کردند." مواد افزودنی شامل کومارین و آمونیاک بودند.

ویگان پس از ترک براون و ویلیامسون ، دستمزد قابل توجهی را گرفت و معلم علوم و زبان ژاپنی شد. تا به امروز ، او هنوز هم در آموزش های مختلف در ظرفیت های مختلف سخنرانی فعالیت می کند و با Smoke Free Kids Inc ، سازمانی که او تأسیس کرده است و با جوانان همکاری می کند تا آنها را از سیگار کشیدن منع کند و آنها را نسبت به خطرات هشدار دهد..

نشت

امروزه خطرات سیگار بسیار شناخته شده است ، همانطور که تعداد افزودنی هایی که سازندگان می توانند از آنها برای بهبود طعم و افزایش خواص اعتیاد آور خود استفاده کنند.

نکته واقعاً چشمگیر در مورد کار جفری ویگاند به عنوان سوت زدن این است که منصفانه است که استدلال کنیم که این اقدامات او کاتالیزور این نوع اطلاعات را به دانش عمومی تبدیل کرده است.

وی پس از اخراج در سال 1993 ، تصمیم به بیرون كشیدن اطلاعات در سال بعد گرفت ، هنگامی كه در CBS به عنوان مشاور در مورد سیگارهای "ایمن در برابر آتش" كار كرد. یک سال بعد ، تحت تأثیر احساس او در مورد "دروغ های صنعت در مورد خطرات سلامتی سیگار" ، وی واقعاً عمومی شد و در دادگاهی در میسیسیپی علیه شرکت های سیگار سپرده گذاری کرد. نشت تنباکو بزرگ

شواهد او فاسد بود. وی گفت که شرکت های دخانیات "محتوای نیکوتین را دستکاری کرده اند" و "در مورد خواص اعتیاد آور نیکوتین" دروغ گفتند. "وی همچنین پیشنهاد کرد که بجای تلاش برای تولید سیگار ایمن تر ، کارخانه های سیگار در واقع" سرکوب "این تلاش ها.

شواهد وی برای نمایش در وال استریت ژورنال به اندازه کافی جنجالی بود ، و او بعداً با مصاحبه در 60 دقیقه موافقت کرد ، جایی که او ادعاهای خود را علناً تکرار کرد.

عواقب بعدی

مشاهده سوت زدن جفری ویگاند به غیر از نوع دوستانه و قهرمانانه کار دشوار است ، و کار بعدی وی با کودکان و نوجوانان بدون دود ، وی را اثبات می کند که مومن واقعی در راه اوست.

دو سال پس از حضور در CBS ، وی شاهد یک شاهد در یک پرونده دادگاه بود که منجر به توافق نامه Master Settlement شود ، یک حکم تاریخی که منجر به این شد که شرکت های دخانیات میلیارد ها دلار برای درمان بیماری های مرتبط با سیگار بپردازند. داستان او بعداً نقشه The Insider را تشکیل می دهد ، فیلمی بیوگرافی که ویگاند توسط راسل کرو بازی می کرد. جرمی ویگاند عواقب

جفری ویگاند همچنین با دریافت سه مدرک افتخاری از جمله دکترای کالج کانکتیکات و دکتر افتخاری از انجمن پزشکی نوا اسکوشیا نیز به دلیل فعالیت های خود شناخته شده است..

با این حال ، مثل همیشه راه ، ویگان هر کس با نشت خود خوشحال نیست. با کمال تعجب مأمورین پیشین وی در صنعت دخانیات با مهربانی نسبت به سوت زدن وی رفتار نکردند. ویگان از آزار و اذیت و تهدید به مرگ سخن گفته است و در بعضی مواقع مجبور شده بود مخفی شود و حتی خدمات محافظ را نیز به عهده بگیرد. همچنین گفته می شود که فشارهای ناشی از افشاگری های وی باعث شده است که او از سوء استفاده از الکل - با انواع مختلفی از حوادث مرتبط به دلیل "فعالیت تبلیغاتی لکه دار" اقدام به تبلیغات کند.

مانند همه سوت های ما ، اقدامات ویگاند با قربانی شخصی قابل توجهی همراه بود. به گونه ای متوسط ​​، از او نقل می شود كه او اظهار داشت كه او صرفاً "آنچه را كه درست انجام داد ... پشیمان نبود و دوباره این كار را كرد."

ویگند همچنان در سراسر جهان در مورد مسائل مربوط به دخانیات سخنرانی می کند و به همراه همسرش در کوه پلیزان ، میشیگان زندگی می کند.

بازگشت به بالا

سلب مسئولیت

این کتاب الکترونیکی به عنوان یک ادای احترام به همه سوت های تبلیغاتی ذکر شده در بالا قرار داده شده است. در اکثر اطلاعاتی که از ویکی پدیا (و منابع ارجاع شده در آن) ، و همچنین Biography.com گرفته شده است ، باید داستان های آنها را بررسی کنید. اینها داستانهای پیچیده ای هستند ، بنابراین اگر هر گونه عدم صحت را مشاهده می کنید ، دریغ نکنید با ما تماس بگیرید تا بتوانیم آنها را درست قرار دهیم.

Brayan Jackson
Brayan Jackson Administrator
Sorry! The Author has not filled his profile.
follow me